ملك زين حكايت چنان برشكفت ، * كه جرمش ببخشود و چيزى نگفت
و زين جانب افتان و خيزان جوان ، * همى رفت بيچاره هر سو دوان
يكى گفتش از چارسوى قصاص : * چه كردى ؟ كه آمد به جانت خلاص ؟
بگوشش مرو گفت : كاى هوشمند ، * به دانگى همى جان رهيدم ز بند
يكى تخم در خاك از آن مينهد ، * كه روز فروماندگى بر دهد
جوى ( 1 ) باز دارد بلايى درشت * عصايى ( 2 ) شنيدى كه عوجى بكشت
حديث درست آخر از مصطفى است * كه بخشايش و خير ، دفع بلاست
عدو را نبينى در اين بقعه پاى ، * كه بو بكر سعد است كشور خداى
بگير ، اى جهانى به روى تو شاد ، * جهانى ، كه شادى به روى تو باد
كس از كس به دور تو بارى نبرد * گلى در چمن جور خارى نبرد
تويى سايهء لطف حق بر زمين ، * پيمبر صفت رحمة العالمين ( 3 )
ترا قدر اگر كس نداند چه غم ؟ * شب قدر ( 4 ) را مىندانند هم
حكايت ( 25 ) [ كسى ديد صحراى محشر به خواب . . . . ]
كسى ديد صحراى ( 5 ) محشر به خواب ، * مس تفته ( 6 ) روى زمين ز آفتاب
شرح
( 1 ) . جوى باز دارد . . . : اشاره به حديث نبوى « الصدقه تدفع البلاء » دارد كه در بيت بعدى ترجمه آن آمده است .
( 2 ) . عصايى شنيدى . . . : مراد عصاى موسى است كه ميگويند بر ساق عوج بن عنق زد و او را هلاك كرد ( عوج بن عنق يكى از كافران زمان موسى بود و از جهت درازى قد ، به او مثل ميزنند ) . برحسب سفر تثنيه و سفر اعداد تورات ، عوج شهريارى بوده كه اسرائيليان را به - مملكت خويش راه نميداده است لكن سرانجام شكست يافته و شش شهر از قلمرو حكومتش ميان چند سبط بنى اسرائيل تقسيم شده است . ( در تورات عصا منسوب به هارون است ) .
( 3 ) . رحمة العالمين : اشاره است به آيهء مباركه 106 از سورهء انبياء( وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ )از اين آيه رسالت پيغمبر اكرم بر همهء جهانيان استفاده مىشود .
( 4 ) . شب قدر : يكى از شبهاى ماه رمضان است كه سورهء مباركه « قدر » دربارهء آن نازل شده و به موجب آيه سوم آن « شب قدر » بهتر از هزار ماه است . شب قدر در ميان اهل بابل هم عنوان و ارزشى داشته است ( رك - اعلام قرآن ، مقالهء رمضان ) .
( 5 ) . صحراى محشر : گذشته از وصفى كه در قرآن مجيد و نهج البلاغه و احاديث نبوى از وضع محشر آمده ، رسالهء « غفران ابو العلاء معرى » مبتنى بر تجسم انتقادى صحراى محشر است و ميتوان گفت ابو العلاء بر « دانته » و نويسندگان ديگر در اين باب سبقت داشته .
( 6 ) . مس تفته : اشاره دارد به آيه 35 از سوره « رحمن »« يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ »ترجمه : « بر شما جن و انس پارهيى از آتش و مس گداخته فرستاده مىشود و از شما جانبدارى و مددكارى نميشود » .