چو ( 1 ) حاتم اگر نيستى كام وى ، * نبردى كس اندر جهان نام طى
ثنا ماند از آن نامور در كتاب ، * ترا هم ثنا ماند و هم ثواب
كه حاتم ( 2 ) بدان ، نام و آوازه خواست * ترا سعى و جهد از براى خداست
تكلف بر مرد درويش نيست * وصيت همين يك سخن بيش نيست :
كه چندانكه جهدت بود ، خير كن * ز تو خير ماند ز سعدى سخن
حكايت ( 20 ) [ يكى ( 3 ) را خرى در گل افتاده بود . . . . ]
يكى ( 3 ) را خرى در گل افتاده بود ، * ز سوداش خون در دل افتاده بود
بيابان و باران و سرما و سيل ، * فروهشته ظلمت بر آفاق ، ذيل ( 4 )
همه شب درين غصه تا بامداد ، * سقط ( 5 ) گفت و نفرين و دشنام داد
شرح
- شد و دوران تجديد حيات ادبى اروپا را بنياد نهاد . همچنين يونان ، مهد شعر و مهر فلسفه و مراكز ادب بوده است . اروپائيان اين كشور راecerGياeceerGمىنامند و يونانى راeuqcerGياkeerGمىخوانند كه معرب آن اغريق است ، اما اين كشور ، در زبان عربى و فارسى به اسم جزيرهء ايونى كه يكى از جزاير بوده و در نزديكى آسياى صغير قرار داشته و بمناسبت آنكه تمدن و فلسفه نخست از آنجا ظهور كرده است ، تمام مملكت ، يونان ناميده شده است .
يونان ، از جهت ورزش هم اهميت داشته ، چنان كه ورزشهاى المپيك بنام يكى از مرتفعات يونان ناميده شده كه ورزشكاران جهت تقديس خداوند ورزش بر فراز آن مشعل مىافروختند . يونان ، صد و سى و سه هزار كيلوها متر مربع وسعت دارد و جمعيت آن به هشت ميليون و هشتاد و سه هزار نفر بالغ مىشود و رژيم آن سلطنتى است .
( 1 ) . چو حاتم اگر نيستى . . . مراد اين است كه ابو بكر سعد ، افتخار خاندان خود است ، چنان كه حاتم ، افتخار قبيلهء خويش بود اگر نام وى نبود ، كسى از « آل طى » ياد نميكرد .
ياء در « نيستى » ياء شرطى است .
( 2 ) . كه حاتم . . . از حاتم ستايش تنها بجاى ماند ، ولى براى تو هم ستايش دنيوى و هم ثواب اخروى باقى ماند ، زيرا حاتم با بخشش خود ، فقط نام و آوازه مىخواست و حال آنكه كرم و بخشش تو براى رضاى خدا است .
( 3 ) . را : در « يكى را » علامت اختصاص است .
( 4 ) . ذيل : دامن . جمع آن ذيول و اذيال .
( 5 ) . سقط : سخن زشت ، دشنام .