تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
چو حاتم به آزادگى سر نهاد ، * جوان را برآمد خروش از نهاد به خاك اندر افتاد و بر پاى جست ، * گهش خاك بوسيد و گه پاى و دست بينداخت شمشير و تركش ( 1 ) نهاد * چو بيچارگان دست بركش ( 2 ) نهاد : كه من گر گلى بر وجودت زنم * به نزديك مردان نه مردم ، زنم دو چشمش ببوسيد و در بر گرفت * وز آنجا طريق يمن برگرفت ملك در ميان دو ابروى مرد ، * بدانست حالى كه كارى نكرد بگفتا : بيا تا چه دارى خبر ؟ * چرا سر نبستى به فتراك ( 3 ) بر ! مگر بر تو نام‌آورى حمله كرد * نياوردى از ضعف تاب نبرد ؟ جوانمرد شاطر ( 4 ) زمين بوسه داد * ملك را ثنا گفت و تمكين ( 5 ) نهاد : كه دريافتم حاتم نامجوى ، * هنرمند و خوش‌منظر و خوبروى جوانمرد و صاحب‌خرد ديدمش ، * به مردانگى فوق خود ديدمش ، مرا بار لطفش دوتا كرد پشت * به شمشير ( 6 ) احسان و فضلم بكشت بگفت آنچه ديد از كرمهاى وى * شهنشه ثنا گفت بر آل طى فرستاده را داد مهرى ( 7 ) درم * كه مهر است بر نام حاتم كرم ( 8 ) مر او ( 9 ) را سزد گر گواهى دهند ، * كه معنى و آوازه‌اش همرهند
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . تركش : تيركش . تيردان . تركش جوزا ، ستارگان صورت جوز است . ( 2 ) . كش : از ريشه پهلوى و اوستايى به معنى « سينه » و « بغل » و « تهىگاه » و منتهاى ران . در اينجا معنى اول مراد است . ( 3 ) . فتراك : تسمه‌اى كه از پس و پيش زين اسب آويزند . ( 4 ) . شاطر : از ريشهء شطارت ، چابك و دلير اين معنى براى شاطر در فارسى پيدا شده ، ولى معنى اصلى شطارت زيركى و خباثت است . ( 5 ) . تمكين نهاد : اظهار اطاعت و تمكين كرد . ( 6 ) . به شمشير احسان . . . : نظير از امثال عرب « الاحسان يقطع اللسان » . ( 7 ) . مهرى درم : كيسهء سر به مهر پر از درهم . ياء در « مهرى » ياء وحدت است . ( 8 ) . كه مهر است بر نام حاتم كرم : حاتم خاتم كريمان است . اين بيت در متن تصحيح شده علىيف ضبط نشده است . ( 9 ) . مر : ادات تخصيص و حصر است .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 189 | محمد خزائلى