تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
الا گر جفا كارى ، انديشه ( 1 ) كن * وفا پيش گير و كرم پيشه كن كه حق ( 2 ) با سگى نيكوئى گم نكرد * كجا گم شود خير ، با نيكمرد ! كرم كن چنان كت برآيد ز دست * جهانبان در خير بر كس نبست گرت ( 3 ) در بيابان نباشد چهى ، * چراغى بنه در زيارتگهى به قنطار ( 4 ) ، زربخش كردن ز گنج ، * نباشد چو قيراطى ( 5 ) از دسترنج برد هر كسى بار در خورد زور * گران است ( 6 ) پاى ملخ پيش مور تو با خلق سهلى ( 7 ) كن اى نيكبخت ، * كه فردا نگيرد خدا بر تو سخت گر از پا درآيد ، نماند اسير ، * كه افتادگان را بود دستگير به آزار ، فرمان مده بر رهى ( 8 ) ، * كه باشد كه افتد به فرماندهى چو تكمين و جاهت بود بر دوام ، * مكن زور بر مرد درويش عام كه افتد كه با جاه و تمكين شود * چو بيدق ( 9 ) كه ناگاه فرزين شود
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . انديشه كن : در اينجا لازمهء انديشه كه اجتناب و حذر و احتياط باشد اراده شده است . ( 2 ) . كه حق با سگى . . . : اشاره است به آيهء مباركه :« إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ » . *( 3 ) . گرت در بيابان . . . : اگر در بيابان بىآب به قصد سيراب كردن تشنه‌كامان چاه آبى احداث نميكنى يا بر احداث آن قدرت ندارى ، دست‌كم چراغى در زيارتگاهى بگذار تا زائران از روشنايى آن بهره‌يى يابند . ( 4 ) . قنطار : جمع آن قناطير واحد مقياس وزن است و ريشه آن يونانى است كه در لاتين به صورت سنتاريوم ( صد دينار ) درآمده است و اين لفظ به وسيله آراميان در زبان عرب وارد شده و مقدار آن را گنجايش پوست گاو يا ده هزار دينار نوشته‌اند . ( 5 ) . قيراط : يونانى آنmuitareKمعادل چهار جو بوده كه به لاتينtnauQشده است ( معادل 205 ر 0 گرم ) و در عصر حاضر واحد سنجش الماس است ( معادل 2 ر 0 گرم ) . ( 6 ) . گرانست پاى ملخ . . . : اشاره است به اهداء ران ملخ از طرف مورى به حضرت سليمان . ( 7 ) . سهلى : آسان‌گيرى - در نسخهء شوريده « تو با خلق نيكى كن اى نيكبخت » ضبط شده است . ( 8 ) . رهى : بنده . ( 9 ) . بيدق : پياده در شطرنج . پياده وقتى مبدل به فرزين مىشود كه تمام خانه‌هاى شطرنج را طى كرده باشد .
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 176 | محمد خزائلى