كه بندى چو دندان به خون در برد ، * ز حلقوم بيدادگر خون خورد ( 1 )
چو بركندى از دست دشمن ديار ، * رعيت بسامانتر ( 2 ) از وى بدار
وگر باز ( 3 ) كوبد در كارزار ، * برآرند عام از دماغش دمار
وگر ( 4 ) شهريان را رسانى گزند ، * در شهر بر روى دشمن مبند
مگو ( 5 ) دشمن تيغزن بر در است * كه انباز دشمن به شهر اندر است
به تدبير جنگ بدانديش كوش ، * مصالح بينديش و نيت بپوش
منه ( 6 ) در ميان راز با هر كسى ، * كه جاسوس همكاسه ديدم بسى
. . . . . . . . . .
شرح
- به دورهء اسلام رسيده است و اگر اين كتاب به ظن قوى در دست شيخ نبوده ، بيگمان افصح المتكلمين به كتابهاى آداب الحرب كه از روى كتاب آيين تنظيم شده و آداب الحرب « ابن قتيبه » يكى از آنها است نظر داشته است . در بعضى نسخهها بجاى عبارت « به زندانيانش سپار » « رعيت بآيين بدار » ضبط شده ، ضبط اخير با بيت بعدى مناسب نمىنمايد ، اما بيت بعدى ، در متن بعضى نسخهها ضبط نشده است .
( 1 ) . زندانيان و اسيرانى كه در كشور دشمن در بند هستند ، وقتى كه بوسيلهء تو آزادى يافتند و بنا شد كه دندان در خون فرو برند ، از گلوى دشمنان خويش كه همان دشمنان تواند خون خواهند خورد يعنى دشمن دشمنان تو خواهند بود .
( 2 ) . بسامانتر : صفت تركيبى تفضيلى به معنى بهتر و منظمتر .
( 3 ) . باز : بار ديگر .
( 4 ) . وگر شهريان را . . . ؛ اگر به اهل كشور خود گزند رسانى ، منتظر ورود دشمنان باش بلكه اهل شهر همه با دشمن تو همدست و همداستانند . مراد از نبستن در شهر بر دشمن انتظار ورود دشمن به كشور با همكارى دلآزردگان داخلى است .
( 5 ) . مگو دشمن تيغزن . . . هرگاه اهل كشور از تو دلآزرده باشند ، تصور مكن كه تنها لشكر دشمن بر دروازهء شهر ايستاده است ، بدان كه دلآزردگان داخلى با دشمن شريكند و در كشور جاى دارند و بنفع دشمن در كشور خرابكارى مىكنند .
( 6 ) . منه در ميان راز . . ترجمهء اين بيت عربى است « يخرج اسرار الفتى جليسه - رب امرى جاسوسه انيسه » .