تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
نخفتت مظلوم ز آهش بترس * ز دود دل صبحگاهش بترس نترسى كه پاك‌اندرونى شبى ، * برآرد ز سوز جگر يا ربى ( 1 ) نه ابليس بد كرد و نيكى نديد ! * بر پاك نايد ز تخم پليد ( 2 ) مدر پردهء كس به هنگام جنگ ( 3 ) * كه باشد ترا نيز در پرده ننگ مزن بانگ بر شيرمردان درشت ، * چو با كودكان برنيايى به مشت

حكايت ( 18 ) [ يكى پند ميداد فرزند را . . . . ]

يكى پند ميداد فرزند را * نگه‌دار پند خردمند را مكن جور بر خردگان اى پسر * كه يك روزت افتد بزرگى ( 4 ) به سر نميترسى اى گرگك ( 5 ) كم‌خرد ، * كه روزى پلنگيت بر هم درد ؟ به خردى درم زور و سرپنجه بود * دل زيردستان ز من رنجه بود به خوردم يكى مشت زورآوران * نكردم دگر زور بر لاغران الا ( 6 ) تا به غفلت نخفتى كه نوم ، * حرامست بر چشم سالار قوم
شرح
( 1 ) . يا رب : اى پروردگار . باء آن تخفيف يافته و ياء وحدت به آن افزوده شده است . ( 2 ) . بر پاك . . . : مصراع اشاره دارد به مضمونى كه ابو شكور آورده و پس از آن استاد فردوسى او را چنين اقتفا كرده است :درختى كه تلخ است وى را سرشت * گرش برنشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب ، * به بيخ ، انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام ، گوهر به كار آورد ، * همان ميوهء تلخ بار آوردابو شكور و فردوسى نيز مضمون را از دو آيهء قرآنى مندرج در سورهء ابراهيم اقتباس كرده‌اند .« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها. . . وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ » .( 3 ) . جنگ : در اينجا خصومت است . ( 4 ) . بزرگى . . . : ياء در « بزرگى » ياء وحدت است . ( 5 ) . گرگك : در بعضى نسخه‌ها كودك آمده است . ( 6 ) . الا : حرف تنبيه عربى است به معنى هان و پيش از جملهء منفى : مثل اين مورد به معنى « زينهار » است . نوم . لفظ عربى به معنى خواب و در فارسى منام و نائم از اين ريشه به كار رفته است . « نخفتى » نيز در مصراع اول مضارع التزامى منفى است .