آدَمَ »
است نه آدم ،
« مِنْ ظُهُورِهِمْ »
است نه من ظهره
« ذُرِّيَّتَهُمْ »
است نه ذريته . دلايل عقلى نيز آوردهاند ، فخر الدين رازى دوازده دليل بر عدم صحت آن ذكر مىكند كه بيشتر آنها را از تبيان طوسى و تفسير ابو الفتوح گرفته است و سپس بسه طريق جواب گفته است ، بعقيدهى ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى اين آيه مفيد نوعى تمثيل و تخييل است ، بگفتهى او ، اقامهى دلايل حسى و عقلى از سوى خداوند بدين گونه كه فرزندان آدم را بيرون آورده و يگانگى خداى را بديشان نمودهاند در صورت تمثيلى بيان شده است .
صوفيان ، اين حديث را مقبول داشته و بصورتهاى گوناگون تاويل كردهاند ، سهل بن عبد الله تسترى مىگويد كه ذريه سه قسماند نخست ، محمد مصطفى ( صم ) است كه خداش از نور خود آفريد ، دوم ، آدم كه او را نيز از نورى آفريد ، سوم ، ذريت آدم بودند ، پيران طريقت از نور محمدى و مريدان از نور آدم آفريده شدهاند . به شكل ديگر گفته است كه اين ذريت ، انبيا بودند كه خدا از آنها پيمان گرفت كه فرمانهايش را ابلاغ كنند .
عارفان متاخر آدم را بمعنى هر مرتبه از مراتب ظهور و آفرينش گرفتهاند بنا بر آن كه هر چه در عالم محسوس است ، صورتى در عالم مثال دارد و صورت مثالى ، به اعتبار بساطت ، صورتى در عالم ملكوت و جبروت و لاهوت دارد و هر مرتبهى عالى ، آدم را ماند نسبت بمرتبهى دانى از آن جهت كه منشا و پدر اوست و مرتبهى دانى ذريت مرتبهى عالى است كه از آن پديد مىآيد ، اين مراتب از ملك تا لاهوت همه در علم حق موجود بودند و سپس در علم تفصيلى جلوه گر شدند و معنى اخذ در « و إذ اخذ » ظهور بنى آدم در علم تفصيلى است و گرفتن پيمان و اقرار به الوهيت هم در آن مقام بوده است .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 9 ، ص 75 - 70 ، تفسير سهل بن عبد الله ، طبع مصر ، ص 61 - 59 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 1 ،