تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
باغ دل را سبز و تر و تازه بين * پر ز غنچه‌ى ورد و سرو و ياسمين
ز انبهى برگ پنهان گشته شاخ * ز انبهى گل نهان صحرا و كاخ
اين سخنهايى كه از عقل كل است * بوى آن گلزار و سرو و سنبل است
ورد : نوع گل سرخ . انبهى : مخفف انبوهى ، كثرت و فراوانى . عقل . كل : عقل اول كه بعقيده‌ى حكماء اسلام نخستين صادرى است از مصدر وجود يعنى حق تعالى ، مرتبه‌ى وحدت و يگانگى حق اول ، مرتبه‌ى ظهور علم كلى خدا ، حقيقت انسان به اعتبار آن كه واسطه‌ى ظهور نفس كل است ، نور محمدى ، جبرئيل ، آدم . عقل ، نزد حكما جوهرى است مجرد غير متعلق به بدن در مقابل نفس كه مجرد است ولى به بدن تعلق دارد و در آن تصرف مىكند . تعريفات جرجانى ، در ذيل : عقل ، عقاب ، اصطلاحات الصوفية ، در ذيل : عماء ، عقاب ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : عقل . دل و روح انسانى را به لحاظ تنوع و تزاحم افكار گوناگون و متفاوت مثل مىزند به باغى پر از انواع گل و سر سبز چنان كه شاخهاى گلبنان از بسيارى برگ ، و عمارت و فضاى آن ، از انبوهى گل در نظر نيايد و مورد توجه نباشد سپس مىگويد كه اين انديشه‌هاى مختلف از عقل و ادراك مىزايد و منشا آنها امرى مجرد و بىصورت است و برين قياس تبدل و تحولى كه در جهان و ظاهر و باطن انسان پديد مىآيد هم مستند است بخداى بىچون و چند و بىصورت . سخن ، يا نظم معنى است در ذهن و يا بهم پيوستن آن در صورت الفاظ ، بهر حالت ، تركيب كلام خواه ذهنى و معنوى و خواه خارجى و صوتى ، عمل ادراك و عقل انسانى است . عقل جزئى بعقيده‌ى حكما از عقل فعال مدد مىگيرد و فعل او نيز بوسائط عقول ديگر به عقل اول منتهى مىشود .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 748 | بديع الزمان فروزانفر