اوحد الدّين كرمانى « تا نميرى نرهى » در نظم و نثر مورد استفاده قرار مىدهد و از اينجا مىتوان دانست كه مأخذ او همان اسرار نامهء عطّار بوده است .
طوطى در اين داستان ، نمودار جان علوىِ پاك و مجرّد است ، قفص ، بدين مناسبت ، مثالى است از تن و يا قالب كثيف فرودين ، راه نجات و طريق رهايى آن ، آزادگى و حرّيّت از قيود و بندهاى ساختگى عادت و تلقين و بعبارت تمامتر ، ترك تعلّق و آويزش مادّى است .
چنان كه در شرح ابيات ، بتفصيل باز گفتهايم ، تمثيل روح به مرغ در اشعار پارسى بعد از ابو على سينا و انتشار « قصيدهء عينيّهء » او و « رسالة الطّير » تأليف وى و رسالهاى بدين نام از ابو حامد محمّد غزّالى راه يافته است ، روح را مطابق روايت مسعودى عَرَبان از جنس مرغان مىپنداشتهاند ( مروج الذهب در حاشيهء كامل ابن اثير ، ج 4 ص 112 ) مطابق چند حديث ارواح مؤمنان در بهشت به صورت مرغان سبز فام درمىآيند ، روح ابراهيم فرزند حضرت رسول اكرم ( ص ) گنجشكى از گنجشكان بهشت شده است ، جانهاى كافران نيز مرغان آتشين سيهفام مىشوند . ( البدء و التاريخ ، ج 2 ، ص 104 ، 105 ، 120 ) .
اعراب جاهليّت معتقد بودند كه روح كشتگان شكل بوم به خود مىگيرند ، اين تمثيلها با يكديگر مرتبط است ، نظير آن ، تصوير فرشتگانست كه عامّه آنها را با پر و بال نقش مىكنند ، در روايات اسلامى نيز ملايكه بال و پر دارند و جبرئيل كه بيش از همه به زمين آمد ( براى ابراهيم پنجاه نوبت و بر موسى چهار صد و بر عيسى ده بار و بر پيغمبر ما ( ص ) بيست و چهار هزار يا شصت هزار بار نازل شد . ) با هزار بال تصوّر شده است . ( البدء و التاريخ ، ج 1 ، ص 173 ، سفينة البحار ، در ذيل : جبرئيل . ) روح انسانى و فرشتگان با همديگر مناسبتى روشن دارند ، هر دو ، از آسمان و يا عالم غيب به زمين مىآيند و باز بمقرّ اصلى خود باز مىروند ، فرشتگان براى ابلاغ امر و جان بوقت خواب و پس از مرگ ، پس جان نيز بايد مانند
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 593
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥٩٣