تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
پيكار برون : جنگ با دشمنان خارجى ، جنگ ظاهر . پيكار درون : جنگ باطنى ، جنگ و مخالفت با نفس و هوى و آرزو . مستفاد و ناظر است بحديثى كه در ذيل بيت 1373 مذكور گرديد .
قوت از حق خواهم و توفيق و لاف * تا به سوزن بر كنم اين كوه قاف
لاف : فخر كردن بصفت و عملى كه وجود نداشته باشد ، دعوى بىاصل ، خود ستايى ، مولانا آن را بمعنى مطلق افتخار به كار برده است ، استاد نيكلسون احتمال داده است كه مفيد معنى مكر باشد و آن به نظر ما درست نمىآيد . كوه قاف : مطابق روايات اسلامى كوهى است بر گرداگرد و پيرامون جهان كه از زمرد سبز است و بعضى گفته‌اند كه از زر و سيم و ياقوت و زمرد و انواع گوهر است و كمان رستم ، عكس رنگهاى اين گوهرهاست كه بر هواى صافى مىزند و ميان اين كوه و آسمان فاصله به مقدار قامت مردى است و بعضى مىگويند كه آسمان بر روى اين كوه است و ميان آن و آسمان فاصله‌اى نيست و آفتاب ازين كوه بر مىآيد و هم از پس آن غروب مىكند ، پيشينيان آن را « كوه البرز » مىناميده‌اند . البدء و التاريخ ، طبع پاريس ، ج 2 ، ص 46 . وصف اين كوه را از زبان مولانا در دفتر چهارم ، ب 3711 ببعد ملاحظه فرماييد . تمثيل نفس ، به كوه قاف و مجاهده و رياضت به سوزن براى نمودن سختى و دشوارى اصلاح نفس از طريق رياضت است ، اين تمثيل با مختصر تفاوت در كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنين گراد ، ص 263 آمده است بدين گونه : كوه به ناخن كندن بر آدمى زاد آسانتر از مخالفت نفس و هوا بود . نظير آن گفته‌ى ابو هاشم صوفى است : لقلع الجبال بالابر ايسر من اخراج الكبر من القلوب . الكواكب الدريه ، چاپ مصر ، ص 206 .
سهل شيرى دان كه صفها بشكند * شير آن است آن كه خود را بشكند