اتيت ببرهان من اللّه واضح * فاصبحت فينا صادق القول زاكيا
فبوركت في الاحوال حيّا و ميّتا * و بوركت مولودا و بوركت ناشيا
سوسمار ساكت شد . اعرابى چون اين منظره بديد گفت : واعجبا ! سوسمارى را كه خود از بيابان صيد كرده و در آستين خود گذاردم ، نه فقاهتى دارد و نه عقل و شعورى اين گونه تكلّم نمود با محمّد صلّى اللّه عليه و آله و شهادت داد به اين شهادت ، پس ديدن دليل نخواهد ، يا محمّد دست خود را بده من شهادت مىدهم به وحدانيّت خدا و نبوّت تو كه محمّد بنده و رسول پروردگار است - تا آخر حديث كه در اكثر كتب تواريخ و احاديث كاملا ضبط شده . هركس خواهد مطلع شود بر اينكه موجودات از حيوان و نبات و جماد ناطقند رجوع كند به « سفينة البحار » به اخبارى كه از حضرات معصومين عليهم السّلام وارد شده « 1 »
از جمله تكلّم جناب ابى الحسن الهادى با اسب خود كه خلاصه آن اين است كه :
حضرت داخل شد در سايبانى و دهنهء اسب خود را آويخت به طناب سايبان . اسب صيحه مىكشد و سم خود را به زمين مىزد آن حضرت فرمود : اين غلق و اضطراب چيست ؟ دوباره صيحه كشيد . حضرت فرمود : دهنهء خود را درآور و برو در كنار اين بستان بول و سرگين نما و به مكان خود بازگرد چون اسب رفت و برگشت ، از حضرت سؤال كردند كه : اسب به شما چه گفت ؟ فرمود : گفت مىخواهم بول و سرگين كنم و در حضور شما كراهت دارم ، گفتم : برو در كنار بستان انجام ده اراده خود را و بازگرد .
چنان كه ديديد رفت و بازگشت . تكلّم شير كه محافظت گوسفندان ابوذر را مىنمود با جناب ابوذر معروف و مشهور است .
تكلّم گنجشك
تكلّم گنجشك با جناب سليمان عليه السّلام در « هدية الاحباب » مرحوم محدّث قمى مىنويسد :
جناب سليمان عليه السّلام شنيد گنجشگ نرى به ماده خود مىگويد : چرا مانع مىشوى كه نزد تو
هامش
( 1 ) . روايت تكلّم سوسمار را علامه مجلسى رحمه اللّه از « مناقب » نقل فرمودهاند ولى با مناقب اختلاف فاحشى دارد من جمله در خواندن و سرودن اشعار كه مرحوم علامه كما اينكه در بالا ذكر شد ، نسبت مىدهند به سوسمار و حال آنكه در « مناقب » از انشاآت عرب است بعد از مسلمان شدن ، بعلاوه در خود اشعار دليلى است بر اينكه اشعار از عرب تازه مسلمان است چون ميگويد : و نحن اناس من سليم و انّنا براى زيادتى بصيرت به كتاب « مناقب » ص 65 مراجعه شود ( مصحّح - ح ) .