شيطانيه و تشكيكات و هميه بيرون نشستهاند ، اين است كه تمام ذرات عالم چنانچه به حسب تكوين ناطق به توحيد حق و تسبيحند ، به لسان مقال نيز تسبيح الهى را مىكنند ، و گويند بعضى از شياطين جن و انس كه مخالفت تكليف نمودهاند تسبيح نمىكنند خدا را بعد از تمكن و قدرت بر آن . و بسيارى از اهل مكاشفه به گوش خود تسبيح جمادات را شنيدهاند بهحدى كه محل تشكيك نيست و شرط نيست كه به اين آلت مخصوص در انسان و حيوان نيز باشد يا اينكه تمام مردم صوت آنها را بشنوند و تنطق آنها را به توحيد بفهمند . « 1 » بعد اشعار ملاى رومى را كه محدّث قمى نيز در « مفاتيح الجنان » مرقوم فرمودهاند ذكر كرده :
گر تو را از غيب چشمى باز شد * با تو ذرات جهان همراز شد
جمله ذرات در عالم نهان * با تو مىگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و باهُشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم
چون شما سوى جمادى مىرويد * محرم جان جمادى كى شويد
از جمادى عالم جانها رويد * غلغل اجزاى عالم بشنويد
فاش تسبيح جمادات آيدت * وسوسه تأويلها بزدايدت
مىفرمايد : دليل بر اين مدّعا اين است كه مىفرمايد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
« 2 » زيرا اگر مراد مجرد تسبيح تكوينى بود ، بايستى اين كلام يعنى
لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
لغو و غير محتاج اليه باشد . « 3 »
و نيز واقعه ستون حنانه كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله بر او تكيه مىفرمود شاهد بزرگ است و تسبيح سنگريزه در دست آن جناب ، دليل متقن است ؛ نظر به اينكه اعجاز در تسبيح او از جهت تسبيح تكوينى نيست بلكه از جهت اين است كه تسبيح او مسموع أصحاب شد و الا او هميشه در تسبيح است . علاوه بر اينكه مىفرمايد :
يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 4 » لفظ موصول از براى عموم است اگر اين حقير بخواهم كه تكلم حيوانات و جمادات و نباتات را با ذوات مقدسه بزرگان دين و ائمه طاهرين عليهم السّلام را جمع نمايم و در اين اوراق بنويسم قادر نيستم ؛ همين قدر براى نمونه به چند قضيه از آنها اكتفا مىكنم :
هامش
( 1 ) . « مفتاح الافلاح و مصباح الفلاح النجاح » ص 177 .
( 2 ) . سورهء إسراء ( 17 ) ، آيهء 44 .
( 3 ) . اين قضيّه در جلد اوّل آمده است .
( 4 ) . سورهء حشر ( 59 ) ، آيهء 24 .