تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ »
« 1 » و غير ذلك من الايات . به مقتضاى ادّله مذكوره توبه واجب فورى است . پس واجب است بر هر مسلمى كه از گناهانش فورا توبه كند و جايز نيست براى او تأخير انتهى كلامه .

اندرز مؤلّف به برادران دينى

برادران عزيز ! اگر شخصى ترياك بخورد بايد او را فورى به مريضخانه برسانند كه طبيب به‌وسيله دواجات عملى نمايد كه سمّ را استفراغ كند و اگر از مريض مسموم قدرى غفلت نمايند يا ديرتر برسانند او را به طبيب ، قطعا تلف خواهد شد . اى عزيزان ! نفسها مسموم شده ؛ زيرا از قلوب خالى از ايمان بيرون مىآيد و عموم مردم ، خاصه جوانان را مسموم مىكند . بر شما باد به عدم معاشرت و مخالطه با امثال اين مردم كه ايمان و عقيده را فاسد مىنمايد . سيّد بن طاوس ، طاب ثراه ، در كتاب « فلاح السائل » حكايتى از بعضى اهل مراقبه ذكر فرمودند : دو نفر رفيق با يكديگر مصاحبت داشتند ، با جماعتى وارد كشتى شدند و در آن كشتى گندمى از غير بود . يكى از اين دو نفر از آن گندم دانه برداشت و خورد . رفيقش اين عمل را ديد گفت : چرا چنين كردى ؟ گفت : از خود غافل شدم . به او كلامى گفت كه معناى آن اين بود : تو در حضور خدا ، جل جلاله ، هستى او مطلع بر تو هست و مراقب بر تو است به ادامه وجود و حيات و عافيت و احسان به‌سوى تو و مراقب تو است و تو از او غافل مىشوى و او از تو غافل نيست ؛ بعد از اين با تو مصاحبت نمىكنم مىترسم از غفلت تو به من سرايت كند و من غافل از خدا شوم . صدا زد كشتيبان را : بيا كنار خشكى من پياده شوم و پياده شد و از او مفارقت كرد . « 2 » روايتى در « بحار » مجلسى ، طاب ثراه ، مىباشد كه جناب صادق عليه السّلام به داود رقّى خطاب مىفرمايد : نظر كن هركسى كه نفع به تو ندارد در امر دينت رغبت به مصاحبت او مكن و از همنشينى او خود را دور گردان زيرا كه هر چه غير خدا است هيچ است و عاقبتش خسران و زيان است . حديثى در « سفينة البحار » در فريب نخوردن به عبادت شخص فرمود جناب صادق عليه السّلام :
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 7 . ( 2 ) . « فلاح السائل » ص 210 .