روايات مربوط به اخلاص و چگونگى آن
در حاشيهء « عدّة الداعى » در باب اخلاص ، ابن فهد مىفرمايد : اخلاص در لغت مخلوط نكردن چيزى است به چيزى و امّا در عرف شرع اين است كه نگيرد خدا را هواى خود و التفات به ماسوا ننمايد تا اينكه مىفرمايد : در وقتى كه بخواهى حق عبادت را فائز گردى شيرينى مناجات را بيابى و انس به كتاب خدا تو را حاصل شود ، بايد مشغول شوى از خلق به حق سبحانه و از صحبت و كلام خلق در وحشت باشى . « 1 »
در « سفينة البحار » راجع به اخلاص مىفرمايد : خالص در لغت چيزى است كه صاف باشد و با او چيز ديگرى مخلوط نباشد و عمل خالص در عرف شرع قصد تقرّب به خداست كه از جميع شائبهها برهنه باشد و چند روايت ذكر مىكند :
اول : از حسن بن على الزكى عليهما السّلام فرمود : اگر دنيا را يك لقمه كنم و در دهان بندهاى كه عمل او خالص باشد بگذارم خود را در حق او مقصّر مىدانم ، و اگر از كافر منع نمايم چيزى از دنيا را حتى از گرسنگى بميرد و شربت آبى به او بچشانم مىبينم خود را كه اسراف كردهام .
دوم : جناب عيسى عليه السّلام به حواريين فرمود : اگر يكى از شما روزه بود روغن بمالد سر و ريش خود را . روغن زيتون به لبهاى خود بمالد تا اينكه مردم نفهمند كه او روزه است و اگر صدقه داد يكى از شما به دست راست ؛ از دست چپ خود مستور نمايد .
سوم : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ابوذر غفارى فرمود در وصاياى خود به او : با اباذر ! شخص به تمام فقه و دانايى نمىرسد تا اينكه ببيند مردم را در جنب خدا مانند شتران ( يعنى وجود و عدم خلق در نظرش يكسان باشد در اينكه ارائه عبادت كند به آنها . بعد به خودش رجوع نمايد از همه خود را حقيرتر و پستتر ببيند . )
چهارم : نقل مىفرمايد از « مختصر الاحياء » شيخ شرف الدّين كه : كسىكه براى خدا عمل خود را خالص نمايد و لو نيّت هم نكند ، ظاهر مىشود آثار بركت آن عمل ، بر او و بر كسانىكه بعد از او به عرصهء وجود آيند تا روز قيامت . هم چنان كه گفته شده جناب آدم به زمين هبوط نمود . وحشىهاى بيابان به زيارتش مشرّف شدند و بر او سلام نمودند . آدم هر طايفه از آنها را نسبت به لياقتشان دعا فرمودند . از جمله يكدسته آهو ، خدمتش
هامش
( 1 ) . حاشيهء « عدّة الداعى » ص 171 .