تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧

كلام مؤلّف

اين حقير به عرض برادران محترم خود مىرسانم اين همه از آن بود كه يوسف عليه السّلام مملوكيّت خود را در پيشگاه مالك حقيقى خود ، جلّ شأنه ، دانست و به لوازم آن عمل كرد . حضرت احديّت هم اهل مصر و آنچه را كه در آن مملكت بود ، به مملوكيّت او در آورد . امّا ما را ديد كه به شراشر « 1 » وجود مطيع هواى نفس و خلق او هستيم ، لذا ما را به خود واگذار نمود تا اندازه‌اى كه از عزت و شرافت و وسعت رزق و كثرت اثمار و غيره ، از نعمش را از ما گرفت و آزادى ما را بدل به رقيّت فرمود . باز هم به اين همه بدبخترها كه به ما روى آورده ، مشغول تمرّد و سرپيچى از فرمان او هستيم . مبادا بگويى يوسف كجا و ما كجا ؟ يقين بدان كه از شما و ما و امثال ما اين توقّع نيست . به‌قدر خود فرمان ببر و اگر فرمانبردار نيستى ، با خدا و رسول و اوصياى او ضديّت مكن . حكم يك لامذهبى را رواج مده ، و فرمان ولى عصر - عجّل اللّه تعالى فرجه - را زير پا مينداز و لگدكوب مكن كه فرمود : جايز نيست تصرّف در مال غير مگر به رضاى قلبى صاحبش . آن ربايى را كه خداوند در قرآن كريم از آن تحذير فرموده ، سزاوار نيست كه مسلمانان تا اين اندازه جرى شوند و از مؤسسات بانكى پول گرفته ، به طمع سود و رباى كمترى بدهند و از مردم مضاعف بگيرند . اين عمل به قدرى شايع شده كه ابدا مثل اينكه قبحى نداشته ؛ چه آنكه بگوييم قبحش از ميان رفته . عزيز من ! كسى نگفت تو صبر ايّوب و عمل يوسف را در مخالفت نفس داشته باش . به قدر قوّهء خود ، مطيع شو . هر چه بيشتر بتوانى رو به خدا روى ؛ خداوند زيادتر به تو رو مىكند . لابد حديث قدسى به گوش مباركتان خورده كه فرمود : هركس به طرف من يك وجب بيايد ، من يك ذراع به طرف او مىروم . كسىكه به اندازه ذراعى بيايد ، من به قدر باع ، كه فاصله گشادگى دو دست باشد ، به طرف او مىروم . هركس به طرف من به طرف من راه رفتن بيايد ، من به طريق هروله ، به طرف او مىروم . « 2 » خوب است از اين كلام ملك علام ، سر شرمسارى به زير اندازيم و يا اقلّا در مقام جنگ با او نباشيم .
هامش
( 1 ) . سراسر . ( 2 ) . « مستدرك الوسائل » 5 / 298 .