رسيدند . براى آنها دعا فرمود و به پشت آنها دست كشيد ، داراى نافهاى مشك شدند .
ساير آهوها چون ديدند پرسيدند ، اين نافهاى مشك از كجا به شما رسيده ؟ گفتند : ما به زيارت صفى اللّه رفتيم ، در حق ما دعا فرمود و دست بر پشت ما كشيد . آهوهاى ديگر هم به اين طمع خدمت آدم رسيدند . در حقّشان دعا كرد و بر پشتشان هم دست كشيد ولى چيزى از مشك در آنها ظاهر نشد . به آهوهاى قبلى گفتند : آنچه شما بهجا آورديد نسبت به آدم ، ما نيز بهجا آورديم . چه شد كه براى ما حاصل نشد آنچه براى شما حاصل شد ؟
جواب دادند : براى اينكه شما به طمع نافه خدمت آدم رفتيد ولى ما از راه اخلاص و عمل ما خالصا لوجه اللّه بود . اين دسته آهو تا قيامت در نسل آنها نافه مشك باقى مىماند . « 1 »
نصيحت مؤلّف
برادران ! كوشش نماييد اين جوهر نفيس و پرقيمت را كه اخلاص در عمل است ، از دست ندهيد تا نتيجه آن به اولادهاى شما برسد ؛ يعنى سعى كنيد تا اين گوهر گرانبها را به دست آوريد كه به دست آوردنش بسيار مشكل و دست كمتر كسى به آن مىرسد ، مگر اينكه از درگاه ربّ العزّة به التماس و گدايى و تضرّع درخواست نماييد ، كه خداوند مهربان گداى سائل را رد نمىفرمايد . حقير چون در اين قضيه آهوها تأمّل نمودم ، ديدم در نفس خود يك عمل سالم از آفات در تمام عمر سراغ ندارم ، به فضل و كرم خداوند منّان اميدوارم كه در اين دوره آخر الزّمان ايمان ما را در امان نگه دارد .
در شب معراج خطاب به رسول خود محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه : مؤمن در آخر الزّمان به حدّى مىرسد كه مانند يك موى سفيد در گاو سياه مىباشند .
امير المؤمنين عليه السّلام به اصبغ بن نباته فرمود : به آن خدايى كه جان على در دست اوست كار كمى مؤمن بهجايى مىرسد كه باقى نماند از شما يا از شيعه من ، مگر به قدر نمك طعام و سرمه چشم . « 2 »
ايضا در نهج البلاغه فرمود : باقى نماند از شما مگر ته مانده مانند ته ماندهء ديگ و خردهاى چون خردهدانه كه در ته جوال مىماند .
جناب صادق عليه السّلام مىفرمايد : كسىكه بخواهد دين خود را حفظ نمايد ، مثل كسى است
هامش
( 1 ) . « سفينة البحار » 2 / 87 ، ذيل خلص .
( 2 ) . « غيبة النعمانى » ص 209 .