كمى است و وزير خدمت او تدبيرات و فكريات است ، براى اداره امور مملكت و اجرت و مقرّرى او چندين برابر افراد لشگريست . پس ميزان در عمل به خوبى و دقت است نه به كثرت و شدّت . در وقتى كه امر چنين شد ، پس براى چه استبعاد مىكند بنده اينكه زياد شود مراقبت عبد نسبت به مولاى خود در پاك كردن دندانهايش در حال نماز ؟ كه زياد شود در ثواب هفتاد مقابل . اين چندين مقابل بودن در ازاى پاكيزگى و عمل اين مراقبت دقيقه است به اينكه راضى نشده است بنده در حضور رب خود و مناجاتش چيزى از اعضائش ، خصوص عضوى كه او طريق قرائت كلام پروردگارش است ، ملوث باشد به أثر چيزى از دنياى مبغوضه . « 1 »
در فضيلت صبر
« سفينة البحار » : محقّق طوسى فرموده : صبر ، حبس نفس است از جزع نزد ناملائم و آن مانع مىشود باطن را از اضطراب و زبان را از شكايت و اعضا را از حركات غير متعارف .
جناب صادق عليه السّلام فرمودند : آزاد كسى است كه در جميع حالاتش اگر گرفتارى به او رسد صبر مىكند ، گرچه مصائب بر او هجوم آورد او را نمىشكند . اگر چه اسير و مقهور شود ، بدل مىشود مشكل او به سهولت ؛ همچنانكه و يوسف صدّيق را آزادى او به او ضرر وارد نياورد ، اگرچه به بندگى و اسيرى و مقهوريت گرفتار شد ضرر به او نرسانيد .
تاريكى چاه و زندان و آنچه به او رسيد خدا منت گذاشت بر او به اينكه جبّار و متكبّرى را كه مالك او بود بنده او قرار داد و او را به نبوت فرستاد و به جميع امّت او رحم نمود به نجاتشان از عقوبت اخرويه ، بهواسطه ايمانشان يا از قحطى و گرسنگى يا از هر دو .
همچنين صبر متعقّب به خير مىشود ، پس صبر نماييد و به صبر نفس خود را وادار نماييد اجر برده شويد . براى وضوح مطلب مىفرمايد : آزادگى ضد بندگى است مراد در اينجا كسىكه نجات يابد در دنيا از بندگى شهوات نفسانيه و آزاد شود در آخرت از غلهاى عقوبت الهى پس اين شخص مثل آزادهاست ؛ عزيز و غنى است بر همه احوال . « 2 » ثعلبى و غيره روايت كردهاند كه : پادشاه مصر ، ريان بن وليد بود و عزيز كه يوسف را خريد وزير او بود و نام او قطفير بود . پس از آنكه يوسف عليه السّلام خواب شاه را تعبير كرد .
هامش
( 1 ) . « اسرار الصلاة » ص 12 .
( 2 ) . « سفينة البحار » 3 / 14 .