تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
مادر او أولادى به غير او نداشت و پيوسته از مفارقت آن دختر گريه و زارى مىكرد . پس با خود گفت كه حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام ضامن شده است بهشت را براى كسى كه به زيارت او برود ، پس چگونه ضامن نمىشود برگردانيدن دختر مرا به من . پس رفت در مشهد مقدّس و مجاور گرديد . امّا دختر ، پس چون او را اسير كردند در اثر خريد و فروش ، دست بهدست به بلاد بخارا بردندش . از اهل بخارا مردى مؤمن در خواب ديد كه در دريا غرق شده و در ميان آن غوطه مىخورد ، ناگاه دخترى دست او را گرفت و از آن بحر بيرون آورد . پس از آن خواب هولناك بيدار شد و متفكر بود كه تعبير خوابش چه خواهد شد . صبح از خانه بيرون آمد و به كاروانسرايى براى خريد بعضى امتعه رفت ، يكى از تجّار گفت : مرا كنيزى نيكوست اگر رغبت به خريد او دارى بيا آن را ملاحظه نما . مرد رفت و كنيز را مشاهده كرد ؛ ديد همان دخترى است كه در خواب ديده است . پس او را خريدارى نمود و به خانه برد و از اصل و نسب او پرسيد . دختر گفت : من از اهل استر آبادم و مرا اسير كرده‌اند . آن مرد به حالش رقّت نمود و به او گفت : من چهار پسر دارم كه هر كدام را مىخواهى اختيار كن تا تو را به او تزويج كنم . دختر گفت : هر كدام از آنها كه شرط مىكنند كه مرا به زيارت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام ببرند او را اختيار مىكنم . پس يكى از پسرها اين شرط را قبول كرد و او را تزويج نمود و هر دو به اتفاق به زيارت حضرت رضا عليه السّلام مشرّف شدند . اتفاقا در بين راه دختر را بيمارى بهم رسيد و همچنان مريض داخل مشهد شدند و چون شوهر او از عهده پرستارى او برنمىآمد وارد روضه منوّره شد و دعا كرد و از حق تعالى طلب نمود كه كسى پيدا شود كه متكّفل امور آن مريضه شود . پس از دعا حرم مطّهر بيرون آمده داخل مسجد شد ، پيرزنى را در ميان مسجد ديد به او گفت اى مادر ! من مردى غريبم و عيالى بيمار دارم و تقاضا دارم دو سه روزى متوجّه و متكفّل او شوى كه هم حق تعالى خشنود مىشود و هم خالى از اجر دنيوى نيست . پس پيرزن را با خود به منزل برده ، چون چادر از روى مريض برداشت دفعة پيره‌زن فرياد زد و گفت : به خدا قسم اين است دختر من و از پاى درافتاد . دختر چشم باز كرد و مادر خود را بشناخت و به بركت امام رضا عليه السّلام اجتماع ما بين آنها حاصل شد و الحمد للّه ربّ العالمين .