قلب او را آزار ندهيد . از شما حركات سوء به ايشان نرسد . متألم نشود و الّا كأنّه مىبينم بلياتى و عذابى سخت متوجه ماست . جلوگيرى نماييد به توبه و برگشت به خدا . اى اهالى محترم قم ! جنب قبر دختر موسى بن جعفر كجا ، ساز و راديو و ساير نغمات و مجسمهفروشى كجا ؟ گذشت . عذاب شديد آمد ، جلوگيرى كنيد از عذاب سختتر .
مقدس بودن سرزمين قم
فراموش نمىكنم در خاطر دارم از مرحوم والد شنيدم دو محل بود در سابق : يكى در خيابان حضرتى كه مركز فسق و فجور بود طولى نكشيد كه از رودخانه سوراخى در آن خانه پيدا شد و سيل افتاد خراب شد و يكى فرنگى بود رئيس تلگرافخانه انگليس ، نوكرى داشت شراب مىريخت ، به اتابك اعظم شكايت كردند گفت ؛ بايد از شهر بيرون برود . كنار رودخانه ساختمانى كرد . سيل عظيمى آمد در منزلش نشسته بود تماشا مىكرد . كمكم آب خانهاش را گرفت اسبش را سوار شد و فرار كرد . رفت كه رفت كه رفت . خدا زمين قم را از او پاك كرد . عزيزم ! زمين قم مقدس است . روايت در باب زمين قم و اهل قم بسيار وارد شده . فرمودند : « ما قصده جبّار بسوء الا قصّمه قاصم الجبّارين ما لم يخونوا بينهم » « 1 » يعنى هيچ ظالمى نيت بدى به اهل قم نمىكند مگر اينكه خدا او را در هم مىشكند ، ما دامى كه خودشان به يكديگر خيانت نكنند . نقل كردند كه : حاكمى در قم بد بنام كيكاوس ميرزا . به يكى از بزرگان سلسله جليله خدام آستانه بىبى عليهما السّلام گفته بود :
اين چيست كه مىگويند ظالم به دشت قم چو نمك آب مىشود پس چرا من آب نشدم ؟
جواب داده بود : شما به منزله نمك تركى هستيد ؛ تدريجا آب مىشويد .
باز هم از جمله تجربيات حقير دستورى است وارد از خانواده عصمت و طهارت كه در بحار الانوار است . والد حقير قريب به صد از عمر شريفشان گذشته بود ، هم مىخواند و هم مىنوشت . مىفرمود : اين نور چشم من به جهت دعايى است كه مرحوم مجلسى ، طاب ثراه ، ذكر كردهاند كه : بعد از اداى هر يك از فرائض دست خود را به چشمان خود گذارد و بگويد أعيذ نور بصري بنور اللّه الّذي لا يطفأ ؛ « 2 » يعنى سپردم نور چشمان خود را به نور خدا كه خاموش شدنى نيست . بعد از آن آية الكرسى بخواند و مداومت به تلاوت آن
هامش
( 1 ) . « بحار الانوار » 57 / 212 .
( 2 ) . « بحار الانوار » 97 / 287 .