الصقر » باز شكارى است كه كم ولد است ملخص اين بيت آن است كه امام ؛ عمروعاص را تشبيه مىكند به مرغ لاشخور كه پر ولد است و بدترين مرغهاست . و بلا نتيجه و ثمر است ، بر خلاف باز شكارى كه كم ولد است ولى پرفايده كه اغلب سلاطين در هنگام شكار به خود مىبرند و مكانش ساعد شاه است و مقامش رفيع است . در اينجا امام عليه السّلام عمروعاص را به كثرت نسل از آن توبيخ فرموده كه فرزندان او معصيتكار و حرامخوار و مانند خودش پشتيبان اشرار مانند معاويه و يزيد بودند . پس هر كثرت نسلى پسنديده نيست .
مناظره عمروعاص با امام حسن عليه السّلام
در « سفينة البحار » از « محاسن » برقى نقل مىكند :
عمروعاص از امام حسن عليه السّلام پرسيد : سبب چيست كه در شاربهاى ما پيرى زودتر اثر مىكند تا شاربهاى شما ؟
حضرت فرمودند : « نسائكم بخرة » يعنى زنهاى شما دهانشان متعفن است ، چون نزديك به آنها مىشويد بخار دهان آنها به شاربهاى شما مىخورد و سفيد مىكند .
عرض كرد : سبب چيست كه ريشهاى شما انبوهتر و بيشتر است از ريشهاى ما ؟
حضرت فرمود :
« وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً »
« 1 »
معاويه به عمروعاص گفت : به حق من بر تو ساكت شوى ؛ زيرا اين پسر على بن ابى طالب است .
آن جناب اين اشعار را قرائت فرمودند :
إن عادت العقرب عدنا لها * و كانت النّعل لها حاضرة
قد علم العقرب و استيقنت * أنّ لا لها دنيا و لا آخرة « 2 »
معنى دو شعر : حضرت فرمود اگر برگشت كند عقرب ، ما برگشت مىكنيم بر او و نعلين براى او حاضر است . به تحقيق مىداند عقرب و يقين دارد ( يعنى عمروعاص ) كه نه دنيا دارد و نه آخرت .
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 58 .
( 2 ) . « سفينة البحار » 3 / 536 .