تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
ترجمه : يكى از انصار چند روز بود كه به خدمت پيغمبر حاضر نمىشد . پس از ملاقات به او فرمودند : چه شد كه از ما غائب شدى ؟ عرض كرد : به علت فقر و طول مرض . فرمود : آيا تعليم نكنم تو را كلامى كه اگر بگويى فقر و مرض از تو زايل شود ؟ عرض كرد : بلى يا رسول اللّه فرمود : در وقت صبح و شام بگو اين ذكر را كه در بالا ذكر شد . پس آن مرد مىگويد : واللّه نگفتم آن را مگر سه روز كه فقر و مرض از من زائل شد . عن داود ابن زربيّ قال : مرضت بالمدينة مرضا شديدا فبلغ ذلك أبا عبد اللّه عليه السّلام فكتب إليّ قد بلغني علّتك فاشتر صاعا من برّ ثمّ استلق على قفاك و انثره على صدرك كيف ما انتثر و قل اللّهمّ إنّي أسألك باسمك الّذي إذا سألك به المضطرّ كشفت ما به من ضرّ و مكّنت له في الأرض و جعلته خليفتك على خلقك أن تصلّي على محمّد و آل محمّد و على اهل بيته و أن تعافيني من علّتي ثمّ استو جالسا و اجمع البرّ من حولك و قل مثل ذلك و اقسمه مدّا مدّا لكلّ مسكين و قل مثل ذلك قال داود ففعلت ذلك فكأنّما نشطت من عقال و قد فعله غير واحد فانتفع به . « 1 » ترجمه : داود مىگويد : در مدينه مريض شدم سخت . خبر به امام صادق عليه السّلام رسيد . به من نوشتند : خبر مريضى تو به ما رسيد . يك من گندم بخر و به قفا بخواب و گندم را پراكنده كن روى سينه خود و اين دعا را بخوان . پس بنشين و گندم‌ها را جمع كن و باز اين دعا را بخوان و قسمت كن و به هر مسكين يك مد داده ، دعاى فوق را بخوان . داود گفت : بجا آوردم مثل اينكه بند از زانوى من برداشته شد . عده ديگرى هم عمل كردند نفع بردند . اين سه حديث مترادف فوق ، از ص 445 مجموعه ورام نقل شده است .

اخلاق پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله راجع به بول كردن طفلى كه آورده بودند حضرت رسول اسم برايش بگذارد

در هدية الاحباب محدث قمى ، طاب ثراه ، راجع به اخلاق سنيه وجود اقدس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دارد كه : گاهى طفل صغيرى را مىآوردند به خدمت آن حضرت كه دعا فرمايد به بركت ، يا اسمى براى آن طفل گذارند . حضرت براى اكرام به كسان طفل ، او را در كنار مىگذارد . روزى طفلى در دامن حضرت بول كرده بود . بانگ كسانش بلند شد . حضرت فرمودند :
هامش
( 1 ) . « مجموعهء ورام » 2 / 136 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 306 | حسين فاطمى