پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود « أنا و علىّ أبوا هذه الأمّة » « 1 » من و على دو پدر اين امتيم .
اين اطفالى كه ما رقّاص پرورش مىدهيم و آنها را بىپرده و بىحيا تربيت مىكنيم ، فرزندان آن دو بزرگوارند . فرداى قيامت پدران و مادران مسؤول فساد اخلاق و بىديانتى اين فرزندانند . اعمال و رفتار ما نشان مىدهد نيتهاى سوء ما را ؛ فرمودند : إنّما الأعمال بالنّيّات و لكلّ امرى ما نوى « 2 » علماى اخلاق مىفرمايند : نيت جان و روح عمل است .
قبولى اعمال بستگى به نيت دارد . هركس جزا داده مىشود به نيت خود . بنده بايد به دستور مولاى خود عمل كند . ما كه دعوى بندگى مىكنيم بايستى طبق دستور فرستاده و رسول مولا و خلفاى طاهرينش عمل نماييم ؛ اى كاش بر خلاف و ضد فرمايشات آنها لااقل عمل نمىكرديم . پيداست كه برعكس دستورات آن برگزيدگان خدا عمل مىكنيم و با اطمينان خاطر ، اميد داريم كه مشمول رحمت واسعه خداوند و شفاعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و اوصياى طاهرينش بشويم . اگر گفته شود : پس شفاعت چه معنى دارد ؟ اولا كسانىكه اهل عملند نيازمند به شفاعت مىباشند سايرين كه تكليفشان روشن است ولى چيزى كه هست اگر كثرت معاصى و خلافكارىها بگذارد كه باايمان از دنيا برويم و جاى شفاعت براى ائمه طاهرين باقى بگذاريم ؛ در آيه كريمه از شرايطى كه براى مؤمنين بيان فرمود متابعت از رسول امى است ، چنان كه شرح داديم .
و اصل ايمان خود علائم مخصوصهاى دارد كه ما در اينجا سه روايت در خصوص ايمان درج مىنماييم :
روايت اول فرمود : ايمان نياورده به من احدى از شما تا اينكه بوده باشم من نزد او ، دوستتر از جان و پدر و فرزندان او . « 3 »
روايت دوم فرمودند : كامل نمىشود ايمان بندهاى مگر اينكه مردم در نزد او به منزله شتران باشند ؛ به اين معنى كه توجه به مردم نداشته باشد .
روايت سوم فرمودند : كسى حلاوت ايمان را چشيده است كه راضى به فعل و صنع خداوند باشد و به رسول او هم راضى باشد .
مؤلف گويد : ايمان عملى است قلبى و عمل مىخواهد . به لقلقه لسان نمىشود . تا تعظيم بندگان خدا را نكنيم تعظيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نكردهايم . تا رعايت حال و حقوق اشخاص را
هامش
( 1 ) . « علل الشرايع » 1 / 127 .
( 2 ) . « بحار الانوار » 81 / 371 و « التهذيب » 4 / 186 .
( 3 ) . الصراط المستقيم 3 / 168 .