تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
ننماييم دعوى ايمان بىفائده است . ما سراپا خود و كسانمان مشغول استخفاف و اهانت اين رسول مهربان و اوامر او هستيم . يارى او نمىكنيم ، سهل است بلكه دشمنان او را يارى مىكنيم و احكام آنها را به طمع جيفه دنيايى ، بر احكام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ترجيح داده مقدم مىداريم . اگر ما جناب رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه طاهرين را اولوالامر مىدانيم و واجب الاطاعه مىشماريم ، چه دستورى از آنها به ما رسيده كه مجوز آن شود كه ما تقاضاى خيابان‌كشى از دولت كنيم ؟ براى اينكه راحت‌تر به طرف خانه‌هاى خود برويم با اينكه مساجدى از بين مىرود و ضعفا و بيچارگان بىمسكن مىشوند و پولى كه به آنها مىدهند خانه براى آنها نمىشود . با اين حال اميد داريم كه از مصلحين و رستگاران باشيم . هيهات‌هيهات آنچه وظيفه حقير است مىگويم .
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال

در حالات فرزندان جناب ابو طالب عليه السّلام

حضرت ابو طالب چهار پسر داشت : طالب ، عقيل ، جعفر و على عليه السّلام . ابو طالب عقيل را فراوان دوست داشت . چنان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و عباس بن عبد المطلب خواستند بعضى از اولاد ابو طالب را ببرند ، فرمود : عقيل را براى من بگذاريد . و از اين جهت بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود به عقيل : « يا أبا يزيد ! إنّي احبّك حبّين حبّا لقرابتك منّي و حبّا لما كنت أعلم من حبّ عمّى إيّاك » « 1 » فرمود : تو را از دو جهت دوست دارم : يكى به‌واسطه خويشى و ديگر به جهت دوست داشتن عم بزرگوارم تو را . در زمان خلافت امير المؤمنين عليه السّلام با فرزندانش حاضر آن حضرت شد و حضرت او را از سفر و جنگ معفو داشت زيرا كه نابينا شده بود . ابن ابى الحديد ، عمر او را نود و شش سال نوشته . عقيل در علم انساب عرب ، وحيد و فريد عصر خود بود . با آن‌كه در ميان عرب چهار كس داراى اين علم بود كه يكى از آن چهار عقيل بود كه ما فوق همه بود و حصيرى داشت در مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىگسترانيد و مىنشست و مردمان عرب بر او انجمن مىشدند و از علم نسب پرسش مىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . « بحار الانوار » 42 / 115 . ( 2 ) . « شرح نهج البلاغه » 11 / 251 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 260 | حسين فاطمى