و خيالات معاشرت تو را مانع از صفاى خلوت ظاهر و باطن نگردد .
در فضيلت بسم اللّه
مؤلف گويد : حاج ملا محمد باقر بيرجندى در كتاب « كبريت احمر » شرحى در شرايط اهل منبر و مجالس عزا ذكر فرموده . ايشان در آن صفحات مرجع تقليد بود . روزى در مشهد مقدس براى صرف غذا با مرحوم محدّث قمى در محلى بوديم كه مرحوم بيرجندى هم تشريف داشت . جناب محدّث قمى خيلى در احترامات ايشان جديّت فوقالعاده داشت و از ايشان سؤالاتى مىكردند . معلوم شد كه احاطه جناب ايشان در علم حديث و فقه و اصول زياد است و مرتبه و مقام علمى ايشان بلند است . لذا حقير خواستم بعضى از شرايطى كه مربوط به وعّاظ است و ايشان مرقوم فرمودند در اين كتاب ، يادآور شده باشم . اينك در شرايط بسم اللّه و ذكر اين آيهء مباركه در ابتداء منبر كه ايشان ذكر فرموده ؛ مىنگارم و مابقى شرايط را ، شايد در محل خود يادآور شوم . « 1 »
در « تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام » و « تفسير برهان » سيد بحرينى روايت است كه : عبد اللّه بن يحيى ، بر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد شد . آن حضرت براى او كرسى نهادند و او را امر فرمودند كه بر آن قرار گيرد . و بعد از قرار گرفتن بر كسى افتاد ، جبهه او شكست .
حضرت فرمود : حمد خدا را كه كفاره و پاكى شيعيان ما را از گناهان ، در دنيا قرار داده .
عبد اللّه عرض كرد : اين صدمه كفّاره چه گناه بود از من ؟ حضرت فرمود : چون بر كرسى قرار گرفتى بسم اللّه نگفتى و حال آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود كلّ أمر ذي بال لم يبدء فيه ببسم اللّه فهو أبتر « 2 »
از كلام مبارك حضرت چنين برمىآيد كه بنده مؤمن آنچه را از دستورات و افعال صادره از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله را از راه نسيان و غفلت كم گذارد ، خداوند كفّاره آن را به مصيبات دنيا قرار مىدهد . روايت فوق را عامه مانند نيشابورى و بيضاوى و ديگران هم از آن حضرت روايت كردهاند و در معنى « ذى بال » بياناتى فرمودهاند .
شيخ بهائى زاد اللّه فى بهائه آن را كنايه از امر جزئى دانسته ؛ يعنى هر چه بر قلب وارد مىشود ، هر چند حقير باشد در آن بسم اللّه بايد گفت .
هامش
( 1 ) . « كبريت احمر » ص 20 .
( 2 ) . « تفسير الامام العسكرى » ص 25 .