تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
اين مر آن را همى زند مِخلَب « 1 » * آن مر اين را همى زند منقار آخر الامر بريزند همه * وز همه باز ماند اين مردار
در بحار الانوار حكايت شده كه : يكى از عارفين بر جنازه‌اى حاضر شده بود . از او تمنا كردند براى ميت تلقين بخواند . او ميت را به اين دو بيت تلقين كرد :
گر منع كند جمله جهان كرد ستم * لطف تو اميد است كه گيرد دستم گفتى كه به وقت عجز دستت گيرم * عاجزتر از اين مخواه كاكنون هستم

گفتار زنى سر قبر پدر خويش در كشكول شيخ بهايى

زن اعرابيه‌اى بالين قبر پدر ، ايستاده و مىگفت : خدايا فرود آمده است در جوار تو بنده تو ، در حالىكه دست او از توشه خالى است در جايى كه فراش ندارد و از آنچه در دست بندگان تو است بىنياز است و محتاج است به آنچه در دست تو است . اى صاحب كرم ! تويى پروردگار من و بهتر كسى هستى كه آرزوداران وارد مىشوند بر او . و طلب بىنيازى مىكنند از فضل او تهىدستان . و داخل مىشوند در رحمت واسعه او گناه‌كاران . اى خداوند ! پذيرايى مهمان خود را ، رحمت قرار ده و جايگاه او را بهشت مقرر فرما . « 2 » مؤلف گويد : بسيار خوب است كه مؤمنين در وصيت خود از بازماندگانشان اين تقاضا را بكنند كه به وقت دفن اين كلمات را سر قبر به خداوند كريم عرض كنند .

در فضيلت علم و تفكر

در احاديث رسيده كه : راهنماى انسان علم است و راهنماى علم فكر است و دليل فكر عزلت است . « 3 » از حضرت عيسى عليه السّلام سؤال نمودند از افضل مردمان . فرمودند : كسىكه نطق او ذكر باشد و سكوت او فكر و نظر كردن او عبرت باشد . « 4 »

شعر [ حافظ ]

نوبهار است در آن كوش كه خوش دل باشى * كه بسى گُل بدمد باز و تو در گِل باشى
هامش
( 1 ) . مخلب : چنگال . ( 2 ) . كشكول شيخ بهايى 1 / 90 دفتر اول . ( 3 ) . كشكول شيخ بهايى 1 / 90 . ( 4 ) . مجموعهء ورام 1 / 250 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 181 | حسين فاطمى