مىكند . مشغول شدهام به كسىكه در صحبت با او اندوهى نيست و در انس به او و حشتى نه و در وصل به او انقطاعى نيست . و اين بعد از آن بود كه شبى بر سرير خود خوابيده بود ، سقف خانه مضطرب شد كه گويا كسى بر آن راه مىرود . ابراهيم گفت : تو كيستى ؟ گفت : شترى مىجويم . گفت : اى جاهل ! طلب شتر مىكنى روى سقف ؟ « 1 »
بيت :
شترجويى بود اندر بيابان * شترجويى كنى بر قصر شاهان
گفت اى غافل ! خدا را طلب مىكنى روى تخت با لباس حرير ؟
خداجويى بود اندر بيابان * خداجويى كجا در قصر شاهان
شيخ بهائى مىفرمايد : از اين كلام آتشى در دل او افتاد و هيبتى در دل او پديدار شد كه تا صبح نشست و نخوابيد . « 2 »
مؤلف عرض مىكنم : اين توقع از ما نيست كه چهل سال پاى خود را به جهت خواب دراز نكنيم و بيست سال عمل مباح از ما سر نزند . كاغذ از كسى قبول نكنيم ، بىاجازهء صاحب ماشين . طى منازل ننماييم براى رد عاريه كه فراموش كرديم تا برگرديم و به صاحبش برسانيم . اسلام و شريعت جدّم محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و احكام قرآن غريب مانده و همه از احكام شرع منحرف شديم . آخر غيرت و حميّت و عصبيّت ما چه شد ؟ آن دو بزرگوار دو پدر اين امت هستند . « 3 » چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اهل بيت عصمت واسطه فيض كائنات هستند . فردا هم در شفاعت همه به آنها محتاج مىباشيم ، بياييد غيرتا بهقدر قوه ؛ از اين دين حمايت فرماييد . اقلا اطفال خود را به اين مدارس شوم نفرستيد . پسران و دختران خود را تسليم اين فرهنگ بىديانت نفرماييد . بر اين عزيزان خود رحم نماييد .
پرده عفت و عصمت آنها را ندريد . ايشان را تسليم ساز و آلات لهو ننماييد . اين پيغمبر محترم فرمود : من مبعوث شدم كه آلات ساز را بر طرف نمايم . اين بىديانتى كه در جامعه پيدا شده كه از حرام باك نداشته باشيم از هر كجا به دست ما رسد نوش جان كنيم ، نتيجه و ثمره او اين نطفههاست كه اين گونه فرزندان از آن بهوجود مىآيد كه مايل و شايق به اين مدرسهها و دروس و رفتن به خارجه و مايل بودن به استماع سازها و نغمات لهويّه و شهوترانى و مايل به سينماها مىباشند . اگر خوب دقت نماييم همه اين تمايلات
هامش
( 1 ) . كبريت احمر 97 و كشكول شيخ بهايى 1 / 264 .
( 2 ) . كبريت احمر 98 .
( 3 ) . در چند صفحه قبل آدرس داده شده است .