ببينم ميل به آن را كه حقّ با آن باشد كه هواى تو با اوست تو را از نبوت خارج مىكنم و خليفهء من نخواهى بود و كرامتى براى تو نخواهد بود . اى داود ! من رسل و پيغمبران خود را راعى و شبان بندگان خود قرار دادهام لعلمهم بالرّعاية و رفقهم بالسّياسة . از براى آنكه دفع ظلم از بندگان من كنند و هر كس را به حقّ او برسانند .
يا امير المؤمنين ! تو تكليف شدهاى امرى را كه اگر بر آسمانها و زمين و كوهها تكليف مىشد جرئت نمىكردند كه آن را قبول كنند .
يا امير المؤمنين حديث كرد مرا زيد بن جابر از عبد الرّحمن بن ابى عميرهء انصارى كه عمر والى قرار داد مردى را از انصار و ديد او را بعد از سه روز كه هنوز در مدينه مقيم است و نرفته عقب كار خود . عمر گفت : چرا نرفتهاى مگر نمىدانى كه ثواب تو ثواب كسى است كه در راه خداوند جهاد كند ؟ آن مرد گفت به من رسيده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هيچ كس نيست كه به گردن بگيرد از امور مسلمانان امرى را مگر آنكه روز قيامت وارد محشر مىشود در حالتى كه دست او به گردن او غلّ باشد پس او را بر جسر جهنّم نگاه دارند و جسر او را تكانى دهد كه هر عضوى از او از مكان خود زائل شود و اعضاى او پراكنده شود پس او را زنده كنند و حساب او را برسند پس اگر به حق و نيكوئى عمل كرده نجات يابد و اگر بدكار و خارج از ميزان كتاب و سنّت بوده از جسر بلغزد و هفتاد سال در آتش جهنم فرو رود .
عمر گفت : از كه شنيدى اين حديث را ؟ گفت : از ابوذر و سلمان . پس عمر فرستاد و آن دو را حاضر كردند و از ايشان سؤال كرد . گفتند : نعم سمعناه عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
پس عمر گفت : و اعمراه ! من يتولّى بما فيها ؛ يعنى واى بر حال عمر كيست كه قبول كند خلافت را با زحمات و عقوباتش به او واگذارم . ابوذر فرمود : من شلّت انفه و الصق خدهّ فى الأرض . يعنى كسى قبول مىكند رياست باطله را كه ذليلترين خلق باشد در نزد خداوند عزّ و جلّ . پس منصور دستمال به صورت خود گرفت و گريه كرد گريهء شديدى و اوزاعى نيز گريه كرد و گفت : يا امير المؤمنين ! جدّ تو عبّاس سؤال كرد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه امارت و حكومتى بر مكّه يا طائف يا يمن به او مرحمت فرمايد و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله او را از روى شفقت موعظه و نصيحت فرمود و به او فرمود : يا عبّاس ، يا عمّ رسول اللّه ! نفس تنجيها خير من امارة تحصيها ؛ يعنى اى عمّ نفس خود را از آتش جهنّم نجات دهى بهتر است از حكومت و سلطنت بسيار در دنيا . الالى عملى و لكم عملكم ، يعنى من
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: حسين فاطمى
ص٣٨٤