قولا و لا عملا إلّا بنيّة . و نعم ما قال شاعر :
لا ترض من رجل حلاوة قوله * حتّى يصدّق ما يقول فعاله
فاذا وزنت مقاله بفعاله * فتوازنا فاخوك ذاك جماله
و أيضا قال الشاعر
لا يكون المقال الا بفعل * انّما القول زينّت بفعال
كل قول يكون لا فعل فيه * مثل ماء يصب فى الغربال
در « تفسير ابو الفتوح » است كه عبد اللّه گفت : ابى مسلول مردى بود جسيم و نيكو صورت فصيح زبان چون سخن مىگفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله صداى او را مىشنيد مىفرمود : صورتند بلا معنى .
مواعظ اوزاعى به منصور دوانقى
در كتاب « كبريت احمر » است كه اوزاعى چون حاضر شد در مجلس منصور دوانقى براى موعظه كردن او كه او را از ساحل طلب كرده بود قبل از موعظه شرط كرد با او عمل به آن را و گفت منصور را كه اگر به آن عمل نكنى مثل آن است كه جاهل باشى به آن . در آن وقت ربيع حاجب دست به شمشير كرد و هيبت زد بر اوزاعى كه چرا در مجلس خليفه جسارت مىكنى ؟ منصور او را منع كرد و گفت : هذا مجلس مثوبة لا مجلس عقوبة ؛ اين مجلس ثواب است مجلس عقوبت نيست . پس اوزاعى منبسط شد و گفت : يا امير المؤمنين ! حدّثنى مكحول عن عطية بن بشر قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : أيّما عبد جائته موعظة من اللّه عزّ و جلّ فى دينه فانّها نعمة من اللّه سيقت إليه فإن قبّلها بشكر و إلّا كانت حجة من اللّه عليه ليزداد بها إثما و يزداد اللّه به سخطا .
ترجمه : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر بنده پند و موعظه آمد او را در امر دين ، اين نعمتى است كه از جانب خدا متوجه او شده اگر قبول نمود به شكر او نمودن و اگر شكر او ننمود حجت بر او تمام شده از جانب حق تا گناه او زيادتر شود و غضب پروردگار بر او افزونتر گردد .
و ايضا حديث كرد مرا مكحول از عطية بن بشر كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر والى كه غشّ كند با رعيّت خود ، خداوند بهشت را بر او حرام گرداند .
يا امير المؤمنين ! كسىكه از حقّ كراهت داشته باشد از خداوند كراهت دارد ؛ زيرا كه