از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود خداى تعالى : ليأذن بحرب منّي من آذى عبدى المؤمن .
أيضا كلينى رحمه اللّه روايت كرده از ثقهء جليل القدر عبد اللّه بن سنان از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود رسول خدا : من نظر الى مؤمن نظرة ليخيفه بها أخافه اللّه تعالى يوم لا ظلّ إلّا ظلّه .
مرحوم مبرور حاجى ميرزا جواد آقا - طاب ثراه - « در اسرار الصّلاة » خود فرموده : يدلّك على عظمة قدر المؤمن ما فى حديث الأعرابى من قول النبى صلّى اللّه عليه و آله : انّ اللّه شرّف الكعبة و عظّمها و لو انّ عبدا هدمها حجرا حجرا ثمّ احرقها ما بلغ جرم من استخفّ بولىّ من أولياء اللّه . قال الأعرابى : و من أولياء اللّه ؟ قال صلّى اللّه عليه و آله : المؤمنون كلّهم أولياء اللّه .
معنى حديث اوّل : فرمود امير المؤمنين عليه السّلام : بشنوانيد به گوشهاى خود پندهاى حق و زواجر صدق را ، بهدرستىكه كلام حكما دواست و كلام خدا شفاست ؛ چه شده است شما را با همديگر دوستى نمىكنيد ، با همديگر خوبى نمىكنيد ، همديگر را نصيحت نمىكنيد ؟ ! شما با هم برادرانيد در دين خدا ، به خدا قسم ! بين شما جدائى نيانداخته مگر خبث فطرت و سريرت . اگر با هم دوستى نمائيد و خير يكديگر را بگوئيد ، كمك يكديگر شديد به تقوى ، چه شده شما را قليل از دنيا اگر به شما برسد خوشحال و كمى از دنيا از شما فوت شود محزون مىشويد ؟ ! و بسيار از دين شما فوت مىشود و شما را محزون نمىكند ؟ !
و به قلبتان خطور نمىكند ؟ ! قلب اگر حبّ دنيا در آن آميخته شد كثرت موعظه در آن اثر نمىكند چنانچه بدن اگر درد در آن مزمن شد كثرت دواء در آن اثر ندارد .
معنى حديث دوم : فرمود حضرت صادق عليه السّلام : كسىكه اهانت كند به وليىّ از اولياء خدا مستعدّ براى جنگ با من شده .
معنى حديث سوم : حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه خداى تعالى مىفرمايد : كسىكه بندهء مؤمن مرا اذيت كند بداند كه من با او جنگ دارم .
معنى حديث چهارم : حضرت صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا فرمودند : كسىكه نظر ترسناك به مؤمنى بكند خدا بترساند او را روزى كه سايهاى جز سايه او نيست . كنايه از اينكه ملجا و پناهى جز او نيست .
معنى حديث پنجم : از قول نبى صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خدا كعبه را تشريف و تعظيم كرده اگر بنده خراب كند كعبه را سنگسنگ ، پس بسوزاند او را ، جرم او نمىرسد به جرم كسىكه به وليىّ از اولياى خدا استخفاف كند ! اعرابى سؤال كرد : كيست اولياء خدا ؟ فرمود : مؤمنين
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: حسين فاطمى
ص٣٥٨