اوه اوه « 1 » بدا به حال اين امت از آنها چه مىرسد به مطيعين خدا چگونه آنها را طرد مىنمايند ، مىزنند ، تكذيب مىنمايند ، براى آنكه مطيع خدا هستند ، آنها را ذليل مىكنند بهواسطهء اطاعتشان خدا را .
ساعت قيامت نمىشود تا كار به جائى برسد مردم مطيعين را دشمن و اهل معصيت را دوست بدارند . عمر عرض نمود : يا رسول اللّه ، آن روز مردم بر اسلامند ؟ حضرت فرمود : اسلام كجاست در آن روز مسلمان در آن روز مثل غريب رانده شده مىباشد . آن زمان زمانى است كه اسلام در آن روز مىرود باقى نمىماند از او جز اسم ، قرآن مندرس مىشود جز رسم از آن نمىماند .
عمر عرض نمود : يا رسول اللّه ، براى چه مطيعين را تكذيب و طرد مىنمايند و آنها را عذاب مىنمايند ؟ آن بزرگوار فرمود : مردم در آن زمان ترك مىنمايند طريق آخرت را .
ركون و توجّهشان به دنيا است ، طيبات خوراكشان و لباسهاى عالى لباسشان ، خادمان آنها پسرهاى روم و فارس مىباشند ، شرابهاى لذيذ شرابشان بناهاى بسيار عالى مكانشان ، خانههاى بسيار مزيّن خانهشان . مرد آنها خود را بزك و زينت مىنمايد و به مردم ارائه مىدهد چنانچه زنها خود را براى شوهر بزك و زينت مىكنند و به او ارائه مىدهند ، و زنهاى خود را به حلىّ و حلل زينت مىدهند مىبينى آنها را درزى سّلاطين جبابره . مباهات آنها به جاه و لباس است . امّا اولياء خدا : رنگهاى آنها از بيدارى شب متغيّر و از ايستادن به قيام پشتهايشان خم ، شكم آنها به پشت چسبيده از طول قيام خود را فراموش نمودهاند نفسهاى خود را به تشنگى مىكشند . براى طلب رضاى خدا و شوق به ثواب بزرگ آن روز و ترس از عذاب اليم . اگر يكى از آنها به حق تكلّم نمايد و يا زبان به كلام صدق بگشايد به او مىگويند : ساكت شو تو قرين شيطان و سركردهء گمراهانى . يتأولون كتاب اللّه على غير تأويله .
و مىگويند :
مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 2 » ؟
در « سفينة البحار » در لغت « غرب » قال الجزرى در معنى « الإسلام بدأ غريبا و سيعود غريبا كما كان فطوبى للغرباء » ! يعنى در اوّل امر اسلام مثل غريب تنهائى بود اهلى نزد او نبود
هامش
( 1 ) - « اوه » كلمة توجع و يتكلم بها العرب عند الشكاية . قال جوهرى : قولهم اوه من كذا عند الشكاية ساكنة الواو و ربما قلبوا الواو الفا فقالو آه من كذا . ( مجمع البحرين ) .
- « التحصين » ص 43 - 46 .
( 2 ) - سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 32 .