اشخاصى كه اهل خدعه و حيلهاند نزد آنها بردبار و محترمند و اهل ايمان در بين آنها ضعيف و ذليلند و اهل فسق و فجور در بين آنها گرامى و عزيزند .
بچّههاى آن زمان بىحيا و شريرند . و زنهاى آن زمان بىپروا و بدكارند . پيران آن زمان امر به معروف و نهى از منكر را ترك مىكنند . پناه بردن به اهل آن زمان موجب رسوائى و فضيحت است . و عذر آوردن نزد آنها بدبختى و ذلّت است . چيزى از آنها طلب كردن مورث فقر و بيچارگى است . در چنين زمانى خداوند حرام مىفرمايد بر اهلش باران را در موقع لزوم و باران بر آنها مىبارد در غير موقع لزوم وقتى ضرر بار آورد و مسلّط مىفرمايد بر اهل آن زمان شرار و بدان خودشان را كه بر آنها حكومت مىكنند پس آنها را تحت فشار بدترين عذاب مىگذارند و بچههاى آنها را مىكشند و زنهاى آنها را به بى حيائى و بىپردهگى سوق مىدهند در همچه زمانى هر قدر خوبان آنها خدا را بخوانند دعاى آنها به هدف اجابت نمىرسد .
و قال أيضا صلّى اللّه عليه و آله : يأتى فى آخر الزّمان اناس من امّتى يأتون المساجد يقعدون فيها حلقا ذكرهم الدّنيا و حبّ الدّنيا لا تجالسوهم فليس للّه بهم حاجة . « 1 »
فرمود : مىآيند در آخر الزمان مردمى از امّت من در مسجد جمع مىشوند و اطراف يكديگر حلقه مىزنند صحبت و ذكر آنها دنيا و حبّ دنيا است متوجّه باش با چنين مردمى همنشينى نكن خدا به آنها حاجت ندارد .
و قال أيضا : يأتى على النّاس زمان ، الصّابر منهم على دينه كالقابض على الجمرة بكفّه . « 2 » نيز فرموده : مىآيد بر مردم زمانىكه كسانىكه صبر مىكنند و دين خود را حفظ مىكنند مانند كسى هستند كه آتش كف دست خود نگاه مىدارند .
قال مولانا الرضا عليه السّلام
[ شيخ صدوق به سند معتبر از ريّان بن صلت روايت كرده كه گفت : حضرت امام رضا عليه السّلام براى من اين اشعار را كه از جناب عبد المطّلب است خواند : ]
يعيب النّاس كلّهم زمانا * فما لزماننا عيب سوانا
نعيب زماننا و العيب فينا * و إن نطق الزّمان بنا هجانا
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، 22 / 453 ، باب 14 - فضائل امت پيامبر .
( 2 ) - « سفينة البحار » ، 2 / 470 .