خوبى و بر بدى ، كه فرموده است خداوند تبارك و تعالى :
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
« 1 » ، كسىكه قدرت بر دور ساختن مذمّت از خود ندارد و استطاعت جلب ثناء به جهت خود ندارد چطور مىتوان به مدح او اميدوار ، و از مذمّتش ترسناك شد . روى مدح و ذمّ خود را طرف خدا قرار بده ؛ زيرا كه خلق خلقشان از « ماء مهين » است و نيست از براى ايشان الّا سعى آنها .
لقوله تعالى :
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
. « 2 » و ايضا قال اللّه تعالى :
لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
. « 3 »
در « عدّة الدّاعى » مروى است كه مردى از بنى اسرائيل گفت : عبادتى بهجاى آورم مشهور گردم . مدت طولانى به عبادت مشغول بود و به كسى نمىگذشت مگر آنكه او را به ريا و تصنّع نسبت مىداد خود بهخود متوجّه شد و گفت نفس خود را تعب و ضايع نمودى عمر خود را در هيچ صرف كردى سزاوار است عملت را براى خدا قرار دهى . نيت خود را تغيير داده خلوص نيت پيشه ساخت . به عكس سابق به هر كس كه مىگذشت نسبت ورع و پرهيزكارى ، به او مىداد . نظير آن است قوله تعالى فى حديث قدسى : بر تو است كه عمل بپوشانى ، بر من است كه آشكارا سازم . و قول معصومين : خداوند تبارك و تعالى مدح و ثنا را تقسيم مىنمايد كما اينكه رزق را تقسيم مىفرمايد . با اينكه مدح مردم نفعى نمىبخشد در صورتىكه در نزد پروردگار مذموم و از اهل آتش است و مذمت خلق از براى انسان ضررى ندارد و حال اينكه ممدوح و محمود نزد خداست و در زمرهء مقرّبين است چگونه مذمت و كيد خلق مضرّ باشد و حال اينكه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس ثناى حق را بر ثناى مخلوق اختيار كند خداوند معونهء خلق را از او كفايت فرمايد . و حضرتش فرمود : كسىكه امر آخرت خود به صلاح آورد حضرت حق امور دنياى او را اصلاح فرمايد . كسىكه قلب و نيت خود را با آفريدگار صحيح كند خدا بين او و مخلوق اصلاح فرمايد .
در « ارشاد ديلمى » از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله : كسىكه رضاى مردم را برگزيند به سخط و ناخوشى خداى عزّ و جلّ كسانىكه مىبايد مدح كنند او را مذمت او را خواهند نمود ، كسىكه اطاعت پروردگار را برگزيند به غضب مردم حضرت بارى تعالى كفايت كند دشمنى هر
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ( 4 ) ، آيهء 79 .
( 2 ) - سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 40 .
( 3 ) - سورهء رعد ( 13 ) ، آيهء 16 .