ذكر مىفرمايد ، تا اينكه مىفرمايد : يتضعضع له كل ملك و يهابه كل سلطان جائر و جبّار عنيد و يتمسح به كلّ سبع .
در « عدّة الدّاعى » عن البضعة ، الزهراء ، حبيبة المختار و والدة الائمة الاطهار صلوات اللّه عليها على بعلها و بنيها . كسىكه بهطرف حق فرستد خالص عبادت خود را حق طرف او فرستد فاضلترين صلاح او را .
فيه عن الباقر عليه السّلام : عابد للّه نيست حق عبادت را تا اينكه از همهء خلق قطع نكند بهسوى خدا سبحانه آن وقت بگويد : خالص لى ، پس به كرمش قبول فرمايد .
فيه عن الصادق عليه السّلام : نعمتى خداوند عزّ و جلّ به بنده نداده بالاتر از اينكه در قلبش غير خدا نباشد .
فيه ايضا عن النبى صلّى اللّه عليه و آله : هيچ كس اعمال خويش را تا چهل روز خالص ننمود مگر آنكه خداوند چشمههاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى سازد . « 1 »
در « كبريت احمر » بيرجندى است : شيخ ابو الفتوح رازى در تفسير خود روايت نموده از ابى ذر غفارى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : از براى هر حقّى ، حقيقتى است و نمىرسد بنده به حقيقت اخلاص تا دوست نداشته باشد كه مدح شود بر چيزى از عمل كه به جا مىآورد .
به اين مضمون از ثقة الاسلام در جامع « كافى » از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده است كه فرمودند : باقى داشتن عمل را تا اينكه ممحّض و خالص باشد براى خدا شديدتر است از بهجا آوردن آن عمل . و عمل خالص آن عملى است كه نخواهى كسى تو را در آن عملى كه بهجا آوردهاى حمد و ثنا گويد جز بارى تعالى .
در « مصباح الشريعة » عن الصادق عليه السّلام فرمود : بنده نمىگردد بندهء خالص خداى تعالى مگر اينكه مدح و مذمّت خلق مساوى باشد نزد او ؛ زيرا كه ممدوح نزد حق به مذمّت خلق مذموم نمىشود همچنين مذموم نزد حق ممدوح نمىشود به مدح خلق . پس خوشحال مشو به مدح احدى منزلت تو را نزد خدا زياد نمىكند آنچه مقدّر شده است بر تو بىنياز نمىكند تو را . محزون نشو به مذمّت احدى كه ذرهّاى نقص از براى تو ايجاد نمىشود و از درجهء خير تو چيزى را كم نمىكند . اكتفا كن به شهادت خدا براى تو و بر تو چه بر
هامش
( 1 ) - عدة الداعى ، ص 266 و 267 .