تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
سوم - امنيت و عدم ترس و خوف از سائر مخلوقات و عامهء موذىها كه از اين جهت مخلصون و عبّاد و سيّاح بر درنده‌ها مىگذشته‌اند ، درحالىكه خائف نبوده‌اند از آنها ؛ زيرا كه كسىكه يقين كرد مخلوق ضرر زن نيست از آنها خوف ندارد ، اعتقاد او نسبت به درنده مثل اعتقاد او است نسبت به پشه . ابن فهد مىنويسد : ابو حازم عبد الغفار ابن الحسن حديث نموده گفته : ابراهيم ادهم آمد كوفه من با او بودم و اين در عهد منصور بود و جناب ابو عبد اللّه جعفر بن محمد العلوى هم كوفه آمدند بيرون آمد جعفر بن محمد الصّادق عليه السّلام براى رجوع به مدينه مشايعت نمودند آن حضرت را علما و اهل فضل از اهل كوفه از جمله مشيّعين سفيان ثورى بود . ابراهيم ادهم سبقت گرفتند بر حضرت تشييع‌كنندگان آن بزرگوار ناگاه ديدند شيرى كنار راه است ، ابراهيم ادهم به بقيهء مشيعين گفت : توقف كنيد تا جعفر بن محمد الصادق بيايد ببينيم با اين شير چه مىكند ؛ پس حضرت تشريف آوردند قضيه آن شير را به آن حضرت عرض كردند پس حضرت تشريف آوردند نزديك آن شير و گوش شير را گرفتند و از راه دور كردند و رو به ما نمودند و فرمودند : آگاه باشيد ، مردم اگر اطاعت خدا نمايند حق اطاعت بارها خود را بارى اين‌ها خواهند نمود . نيز در « عدّه الدّاعى » مىنويسد : جويرى سهر ابيدى گفت : با امير المؤمنين رفتيم بيرون به طرف بابل ، سوّمى با ما نبود . در زمين شوره‌زار سير مىكرديم ناگاه شيرى پيدا شد كنارهء جاده ، مادهء آن در عقب سر او بود ، بچه‌هاى شير هم عقب مادر خود بودند . دهنهء مركب خود را كشيدم عقب كشم . حضرت فرمود : يا جويريه بيا كه اين شير سگ خدا است هيچ جان بنده‌اى نيست مگر ناصيهء او دريد خدا است . شرّ او را كفايت نمىكند مگر خدا . ناگاه ديديم شير آمد طرف حضرت با دم خود اظهار تذلّل مىكرد براى حضرت . پس نزديك حضرت شد صورت خود را به قدم‌هاى حضرت مىماليد خداى عزّ و جلّ او را به نطق آورد به لسان طلق و ذلق عرض كرد : السلام عليك يا امير المؤمنين عليه السّلام وصىّ خاتم النبييّن ! پس ، حضرت جواب داد و عليك السّلام يا حيدره ما تسبيحك ؟ عرض كرد : مىگويم سبحان ربى سبحان الهى سبحان من اوقع المهابة و المخافة فى قلوب عباده منّى سبحانه سبحانه . تسبيح مىكنم خداى را كه هيبت و ترس من را در قلوب بندگان خود انداخته . تأييد مىكند آن‌چه در حديث معراجيّه : يا احمد مىدانى فايدهء صوم و صمت چيست ؟ عرض مىكند : نه يا ربّ ثمره و نتيجهء اين دو رياضت را نمىدانم . حق سبحانه