رسيد پيش از اين مجرد بودى از جميع علائق بالكليه متوجه ما بودى اكنون گوشهء دلت به عيسى تعلق گرفته ! و گويند حكمت در اينكه درخت خرما مأمور نشد به ميوه افكندن بدون هزّ و تحريك ، آن است تا بندگان بدانند كه عادت الهى جارى شده به كسب و كوشش روزى تحصيل نمايند كه حديث : الحركة يوجب البركة : مؤيد آن است . در « كشكول » شيخ بهائى است جناب اويس قرنى فرمود : استوارترين سخنى كه حكما گفتهاند اين است : با يك روئى بساز كه تو را از همه روها كفايت كند . يعنى روى خود را از غير بگردان و روى يك جهت به جانب حق سبحانه و تعالى درست كن كه اين معنى تو را كافى خواهد بود . از ماسواى او بىنيازت خواهد كرد . اين كلمه از كتابهاى آسمانى يافتهاند كه خداوند تبارك و تعالى فرموده است : كه هرگاه علماء و دانشمندان دنيا را دوست دارند و به محبت دنيا گرفتار گردند من لذّت مناجات را از دل ايشان محو مىكنم و ايشان را به همان حال وامىگذارم . عذابى سختتر از محجوب شدن از لذت مناجات الهى نيست . « 1 » مىخواهم چند حديث و روايت بر تأييد آن عرضه بدارم بلكه با توجه به آن كوشش و سعى از اين مقام رفيع غفلت ننمائيم براى اختصار به فارسى نوشته مىشود .
در « جواهر السنيّه فى أحاديث القدسيّه » از حضرت صادق عليه السّلام روايت است : حق سبحانه وحى فرمود به داود عليه السّلام : اى داود ! قرار مده بين من و بين خود عالمى را كه گرفتار دنيا شده باشد . بازمىدارد بندگان مرا از طريق محبت من اين جماعت راهزنان بندگان من هستند كه بهسوى من مىخواهند بيايند ، پستتر عذابى كه به آنها مىنمايم حلاوت مناجات خود را از قلوب آنها برمىدارم ! « 2 »
در اخبار داود عليه السّلام است : اى داود ! اولياء من را با همّ دنيا چكار ؟ همّ دنيا حلاوت مناجات را از قلب آنها مىبرد ، محبّت من از اولياء خود اين است آنها بايد روحانيين باشند .
فيه ايضا : پستتر آنچه معامله مىكنم با بنده كه عامل به علم خود نيست از هفتاد عقوبت باطنى آن است از قلبشان شيرينى مناجات خود برمىدارم . در « كشكول » شيخ بهائى است :
هوشمندى از احبار بنى اسرائيل و دانشمندى از كبّار ذريّهء يعقوب عليه السّلام با خداوند تعالى مناجات كرد و گفت : اى خالق ، اى پروردگار آموزگار ! تا كى من عصيان ورزم و اطاعت و
هامش
( 1 ) - كشكول شيخ بهايى ، 1 / 186 .
( 2 ) - جواهر السنيه ، 81 .