اهل بهشت مىفرمايد . و من بعد ملاحظه كن حقوقى كه بر مال تو يا بدن تو دارند اگر مديون آنها باشى با تمكّن قرض آنها را ادا كن و يا مهلت بگير و اگر حق قصاص دارند تمكين از قصاص بكن يا خواهش كن كه تو را عفو كنند و شايد به مجرد اينكه كسى را نكشته يا دست كسى را قطع نكرده گمان مىكنى كه از اين حق خلاص شدهاى غافل از اينكه اگر به نوكر يا خدمتكار خود يا زوجه يا شاگرد خود يك سيلى به غير حق زده باشى او از تو حق قصاص دارد و اگر تقاص نكرد يا عفو ننمود در محضر عدل الهى بايد از تو تقاص كند تا چه رسد به نوكرهاى ظالمين و مستخدمين ارباب مناصب باطله كه براى ماهى چند قران شهريه بدنهاى مسلمانان را زير تازيانه و شكنجه انداخته و به خيال خود وظيفهء خود را ادا نموده و بيچاره نمىداند با خود چه كرده و براى آخرت خود چه اندوخته ؟ !
شيخ صدوق در كتاب « من لا يحضره الفقيه » روايت نموده :
لو أنّ رجلا ضرب رجلا سوطا لضربه اللّه سوطا من نار . « 1 » يعنى اگر بزند مردى ، مردى را يك تازيانه ، خداوند او را خواهد زد يك تازيانه از آتش و اگر حق عرضى بر تو داشته باشند ، يعنى خدا نكرده متعرّض عرض مسلمى يا مسلمه شده باشى و لو يك نگاه به شهوت خيلى خلاصى از آن مشكل است چونكه غالبا صاحب حق اطلاع بر اين خيانت ندارد و در اظهار به او و طلب عفو ، اذيّت مؤمن است كه خود حرام ديگر است و شايد به جهت شدّت غيرت عفو نكند و بسا باشد منتهى به فتنه و فساد شود . و چارهء اين كار به موجب آنچه به نظر دارم از مرحوم عالم زاهد و عارف سالك استاد حقير « 2 » آخوند ملا حسينقلى همدانى - طاب ثراه - كه مىفرمود : استغفار براى صاحب حقّ است و اگر نمىشناسد يا عدد آنها را نمىداند به طريق عموم براى همه استغفار كند مثلا بگويد :
اللّهمّ اغفر لمن له حقّ علىّ . و ظاهرا آن مرحوم در اين مطلب خبر معتبرى ديده باشند و حقوق سادات را زياده بر سائرين بايد ملاحظه نمود . مبادا رئيس اين مهمانخانه يعنى پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خصم او باشد و من بعد غسل توبه كند و از جميع گناهان توبه نمايد و بدن و لباس خود را طاهر سازد و با وضو باشد و اين در اوّل قدم توست در راه محبت خدا كه فرمود :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
. « 3 » و چون نزديك غروب شود
هامش
( 1 ) - « من لا يحضره الفقيه » 4 / 93 .
( 2 ) - آقاى نجفى صاحب رسالهء مجديّه ( ويراستار ) .
( 3 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 222 .