تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
حديث قدسى تأمّل كن حق تعالى مىفرمايد : اگر تو يك وجب به طرف من بيايى من به قدر ذراع به طرف تو مىآيم ، اگر تو به قدر ذراع بيائى من به قدر باع - كه گشادگى ما بين دو دست مىباشد - به‌طرف تو مىآيم ، اگر تو قدم‌قدم بيائى من حالت هروله به طرف تو مىآيم . « 1 » هروله را بين صفا و مروه ديده باشى آن را هروله مىگويند . عين عباراتى است كه در « تفسير ابو الفتوح » است شايد بعضى گمان كنند كه كارى كه براى خدا مىكنند جزايش فقط موكول به روز قيامت است و آخرت را نسيه و دنيا را نقد مىدانند . اولا كه آخرت در نزد اهل ايمان نقدتر از دنياست ؛ براى اينكه او باقى است و دنيا فانى ، ثانيا به فرض عقيده بعضى مسلما كسىكه براى خدا كارى كرد در درجهء اوّل اجر دنيائى به او عطا مىفرمايد يا مالى يا فضائل ديگرى مناسب اين مقام . فرمايش محدّث قمى است در « هدية الاحباب » ذكر مىكند مرا به‌خاطر مىرسد « علم تعبير خواب » كه نصيب ابن سيرين شد براى اين بود كه تأسّى به جناب يوسف صدّيق عليه السّلام كرد علم تعبير در آن حضرت كمال بروز و ظهور را داشت و نسيمى از آن بر ابن سيرين وزيد . تشبّه ابن سيرين به آن جناب اين بود . همچنان كه يوسف عليه السّلام مبتلا شد به كيد زن عزيز و فرار كرد از او و خود را پاك و پاكيزه نگاه داشت و اظهار داشت پاكدامنى خود را كما قال اللّه تعالى
ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ
« 2 » ابن سيرين هم مبتلا شد به كيد زنى و فرار نمود و عفّت ورزيد لاجرم بعد از آن در علم تعبير بدان مرتبه رسيد . و آن حكايت چنين است : هنگامىكه ابن سيرين به كسب بزّازى مشغول بود گويند او را جمالى زيبا بوده زنى بر او عاشق شد و از در كيد و مكر بيرون آمد و مقدارى جنس از او خريدارى كرد و او را گفت با من به خانه بيا و قيمت اجناست را به‌طور دلخواه دريافت كن . چون ابن سيرين وارد خانهء زن شد و قرار گرفت آن زن با غنج و دلال به نزد وى آمد و از وى كام خواست . شرحى ابن سيرين در مذمّت زنا با او سخن گفت فائده نبخشيد . لذا ابن سيرين چاره‌اى انديشيد و از اطاق بيرون رفت و در مستراح تمام بدن خود را به نجاست آلوده كرد و به نزد زن آمد چون آن زن اين منظره را مشاهده كرد سرد و متنفّر شده و او را از خانه بيرون كرد . ابن سيرين غنيمت شمرد از اجناس هم صرف‌نظر كرد و رفت . « 3 »
هامش
( 1 ) - « مستدرك الوسائل » 5 / 298 . ( 2 ) - سورهء يوسف ( 12 ) ، آيهء 52 . ( 3 ) - هدية الاحباب ص 75 .