تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
پيش از آن كز قهر در بسته شود * بعد از آن زارىّ تو كس نشنود بازگرد از جهل و اين در بازياب * تا نگردى از شقاوت ردّباب « 1 »
قبل از آن‌كه آفتاب عمرت در مغرب زوال رفته افول كند و پيش از آن‌كه در تنگناى لحد فرياد :
رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
. « 2 » زنى از خواب غفلت بيدار شو و از مستى شهوت هشيار شو .
كاهلى تا كى دمى در كار شو * وقت مستى نيست نك هشيار شو خواب مرگ است و هلا بيدار شو * كاروان رفتند دست و بار شو تا به همراهان خود يارت كنند
راه حق پيمودن كار مردان چالاك است اين مصاف را بلاف و اين راه را به گزاف نتوان پيمود . از جان گذشته در طلب يار مىرود .
در ره منزل ليلى كه خطرهاست به جان * شرط اوّل قدم اين است كه مجنون باشى
عربية
نيل المعالى و حبّ الأهل و الوطن * ضدّان لم يجتمع للمرء فى قرن ان كنت تطلب عزّا فادّرع تعبا * أو فارض بالذّل و اختر راحة البدن
ترجمه : رسيدن به مدارج عاليه كه ( مخصوص مقرّبان درگاه حق است ) و حبّ اهل و وطن دو چيزند ضد يكديگر كه جمع نمىشوند براى شخص در يك زمان ( زيرا اجتماع ضدّين محال است ) اگر تو طلب مىكنى عزّت ابدى را بايد زره و لباس تعب و رياضت را بپوشى يا اينكه رضا شو به ذلّت و خوارى آخرت و اختيار كن راحت بدن را . هر كه را طاوس بايد جور هندوستان كشد . ما راحت طلبيم نه خدا طلب . ما معلوم را موهوم فرض مىكنيم . هر چيز را اهلى است و ما اهليّت نداريم .
محرم اين هوش جز بيهوش نيست * مر زبان را مشترى جز گوش نيست
لذا شكنجه‌ها عقب سر است موهوم مىدانيم و از شنيدن فريادهاى على عليه السّلام كر هستيم كه مىفرمود : الآن الآن عباد اللّه قبل الندم . « 3 » و فرمود : اليوم عمل و الغد حساب . « 4 » اكنون به جا آوريد عمل خير را امروز ، دنيا روز كار و عمل است ، فرداى قيامت روز حساب است .
هامش
( 1 ) - « مثنوى مولوى » دفتر چهارم . ( 2 ) - سورهء مومنون ( 23 ) ، آيهء 99 - 100 . ( 3 ) - بحار الانوار 74 / 375 . ( 4 ) - بحار الانوار 74 / 425 .