تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
باز و خطاهايت محو شده و مىبينى پروردگارت به تو اقبال كرده و محو مىكند گناهان تو را بدل مىكند سيئآت تو را به اضعاف مضاعف به حسانات و مىرساند تو را به درجات بلند و اقبال مىند به تو مثل اقبال كردن پدر عطوف و مادر رؤف و مانند يار مهربان و دوست عاشق و اكرام مىكند تو را به خطاب نيكو و جواب‌دهندهء تست به لبّيك . أيضا و يكشف عن بصيرتك الحجاب و يلحقك بالأحباب من ذوى الألباب و ينظر اليك به عين الرّحمة و يتكلّم معك بالرّأفة و يكشف عن جماله النّقاب و يرفع ما بينك و بينه الحجاب و يجيبك من الخطاب و يخاطبك بالاكرام فى الجواب و هو ملك الملوك و ربّ العالمين العجل العجل الرّب رحيم رؤف و السيّد و دود عطوف و الملك جواد عوّاد و الاله حنّان منّان و الحبيب قريب و القريب مجيب ابشر يا ذالعقل و التعريف و الرّأى انّ الراحل اليه قريب المسافة و انه لا يحتجب عن خلقه إلّا ان يجبهم الآمال دونه فدع الأمانى و الآمال فانّه ذو الجلال و الجمال و التفضّل و النوال و الكرم و الافضال و اقصد نحوه و تعال ؛ و برمىدارد از چشم دلت حجاب را و ملحق مىكند تو را به دوستان از صاحبان عقل و نظر مىكند به‌سوى تو به ديدهء رحمت و سخن مىگويد با تو به رأفت و مهربانى و بر مىدارد از جمال خود نقاب را ، رفع مىكند حجاب ما بين تو و خود را و جواب مىدهد سخن تو را و خطاب مىكند به تو و گرامى مىدارد تو را در جواب . اوست سلطان السّلاطين و پروردگار عالميان شتاب كن شتاب كن به‌سوى پروردگار رحيم رؤف و سيّد مهربان و پادشاه صاحب كرم و إله حنّان منّان دوست نزديك و نزديك جواب‌دهنده بشارت باد تو را اى صاحب عقل و رأى و معرفت به‌درستى كه سفركننده به‌سوى او نزديك است راهش و او را پرده و حجابى نيست از خلق مگر حجاب آروزهاى خلق ؛ بيا آمال و آرزوها را واگذار ، اوست صاحب جلال و جمال و فضل و عطا و كرم . قصد او كن و بيا .

قطعه

دوست نزديكتر از من به من است * وين عجب‌تر كه من از وى دورم چه كنم با كه توان گفت كه او * در كنار من و من مهجورم