ايضا در « لئالى الاخبار » روايت شده جوانى هرگونه فواحش بهجاى آورده بود و گناهى نبود مگر مرتكب شده بود ، مريض شد . همسايه او عيادت او را نكردند . بعضى از همسايه خود را خواند به آنها گفت : همسايههاى من در حيات از من اذيّت كشيدند و مىدانم همسايههاى قبر من هم از من اذيت خواهند كشيد و از همسايگى من متأذّى خواهند بود من را در گوشهء خانه خودم دفن كنيد . همين كه مرد در عالم خواب او را به هيئت خوشى ديدند از او پرسيدند : خدا با شما چه معامله كرده ؟ پس گفت : خداى تعالى به من فرمود بنده من ! خلق تو را واگذاردند و از تو اعراض و دورى كردند . اما من كه خداى تو هستم تو را واگذار نمىكنم و به رحمت خود از تو اعراض نمىكنم .
در « زهر الرّبيع » مىنويسد بعضى كه من وثوق به آنها داشتم حكايت كرده مرا مولانا احمد اردبيلى - عطر اللّه ضريحه - كان فى المشهد العلوى مردى از اجزاء سلطان عادل ، شاه عباس اوّل كه در خدمت خود كوتاهى كرده بود ملتجى شد به اردبيلى كاغذى بنويسد به سلطان عفو و گذشت او را بخواهد . نوشت اردبيلى به فارسى به سلطان اين قسم : بانى ملك عاريت عباس بداند چه اگر اين مرد اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذريد شايد حق سبحانه و تعالى از پارهاى از تقصيرات تو بگذرد . كتبه بندهء شاه ولايت احمد اردبيلى . ( جواب سلطان ) : به عرض مىرساند خدمتى كه به عباس فرموده بوديد به جان منّت دانسته به تقديم رسانيد اين محبّ را از دعاى خير فراموش نفرمائيد .
كتبه كلب آستان على ، عباس . « 1 »
در « بحار » از « اعلام الدين » نقل كرده كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تنهائى ، بهتر از قرين بد است . ايضا فرمود : جاملوا « 2 » الأشرار بأخلاقهم تسلموا من غوائلهم و باينوهم بأعمالهم كيلا تكونوا منهم .
در همنشين خوب و بد
در « بحار » از « اعلام الدين » نقل كرده است : روى جابر بن عبد اللّه عن النبى صلّى اللّه عليه و آله : لا تجلسوا إلّا عند كل من يدعوكم من خمس الى خمس : من الشك إلى اليقين ، من الكبر إلى التّواضع ، من الرياء إلى الاخلاص ، من الرّغبة الى الزهد ، من الغش الى النصيحة .
هامش
( 1 ) - زهر الربيع ، 117 .
( 2 ) - مجامله : معامله كردن بدون دوستى خالص است يا حسن معاشرت نمودن ( منتهى الارب ) .