أن تبارك لى فيما رزقتنى و أن تكفينى شرّ كلّ أحد « 1 » . آن روز خود و دكان محفوظ بماند إن شاء اللّه .
عن النبى صلّى اللّه عليه و آله : لا تلتمسوا الرّزق ممّن اكتسبه من ألسنة الموازين و رؤس المكائيل و لكن عند من فتحت عليه الدّنيا . « 2 »
در خبر است : امير المؤمنين عليه السّلام چون از حكومت فارغ مىشد به بازار كوفه مىآمد مىفرمود : يا أيّها النّاس اتّقوا اللّه
أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
. « 3 » در بازار مردى را ديد كه زعفران مىكشيد و از كفه ترازو كه زعفران بود مىچربانيد ، دانست كه ترازوى وى راست نيست زعفران را از كفه بريخت فرمود : أقم الوزن بالقسط ثمّ ارجح بعد ذلك بما شئت ؛ اول ترازو را به عدل راست كن بعد از آن اگر خواهى چرب بسنج .
مروى است از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هر كه در كيل و وزن خيانت كند فردا او را به قعر دوزخ درآورند و او را در ميان دو كوه آتش جاى دهند و گويند كيل و وزن كن اين كوهها را و هميشه به اين عمل باشد .
مالك دينار گويد : مرا همسايهاى بود بيمار شد به عيادت او رفتم در نزع بود و بانگ مىزد كه دو كوه آتش قصد من مىكنند . من گفتم : اين محض خيال است تو را مىنمايد .
گفت : نه چنين است بلكه حق است ؛ زيرا كه مراد و مكيال بود يكى ناقص و ديگرى زايد ، به ناقص مىدادم به زايد مىگرفتم ؛ اين عقوبت آن است !
از ابن عباس روايت است كه فرمود : إنّكم معاشر الأعاجم ولّيتم أمرين بهما هلك من : كان قبلكم ، المكيال و الميزان ؛ اى گروه عجم شما مباشر و متولّى دو امر گشتهايد كه به سبب آنها قرون گذشته و مردم سابق هلاك شدند و آن كيل و وزن نمودن است . و تخصيص به عجم به جهت آن بود كه اكثر اهل ترازو عجم بودند ، در مكه ، وزن مىكردند ، در مدينه ، كيل .
عكرمة گفته : أشهد أنّ كلّ كيّال و وزّان فى النّار ؛ گواهى مىدهم كه هر كيل كنى و وزن كنى در آتش است . به او گفتند كه پسر تو كيل و وزن كن است ؟ گفت : « إنّه فى النّار » !
در تفسير « منهج الصادقين » ذكر نموده : چون غرض از وضع وزن و كيل ، اقامهء عدل است و
هامش
( 1 ) - « سفينة البحار » 1 / 305 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - سورهء هود ( 11 ) ، آيهء : 85 .