بياراى آن سراىِ دل تماشا كن صفاى دل * نظر كن در فضاى دل كه باغ و بوستان بينى
بكن طاوس جان زيور فكن كاوس دل افسر * ز بال و پر ز فال و فرّ خطرها بىگمان بينى
حلاوتهاست در اين سر ز حلواى جهان بگذر * كه از مصرت پر شكّر ته كنعان كاروان بينى
ز ابناى زمان جان نيارائى نياسائى * مگر روزى به پيدائى رخ صاحب زمان بينى
زند صيقل به روى دين كند آئينهوش آئين * جهان پر ز جور و كين پر از عدل و امان بينى
ز يمن مقدم مهدى شده كام جهان شَهدى * الا فرخنده آن مهدى كه وى را كامران بينى
بكش مى از سبوىِ او برى باش از عدوىِ او * اقامت كن به كوى او اگر خواهى جِنان بينى
علم و مال
فى « زهر الرّبيع » : هنا جوهرتان : الاولى :
در حديث وارد شده مردى شرفياب خدمت حضرت صادق عليه السّلام شد از امور دنياى خود و آنچه به او رسيده از مشقتها و فقر شكايت نمود عرض نمود : مردى است هم اسم من خداوند مال زيادى به او عطا فرموده . حضرت فرمودند : اين قسم كه خدا كرده عين عدل است . عرض نمود : چگونه عدل است يابن رسول اللّه ؟ ! فرمود : آيا راضى مىشوى خداوند آن مالى كه به او عطا فرموده به تو عطا فرمايد و آن علم كه به تو عطا فرموده به او بدهد ، آن حمق كه به او داده به تو بدهد و آن عقل كه به تو افاضه فرموده به او بدهد ؟
عرض نمود : نه ولو ملك دنيا را به من بدهند . آن حضرت فرمود : اين رزق روح است و مال رزق بدن ، اين قسمت شده است و آن هم قسمت شده است . دو رزق را به تو عطا نمايد خلاف عدل است . آن مرد راضى شد به آنچه خدا به او عطا فرموده و قام .
قال السّيّد رحمه اللّه فيه و لذلك : مىبينى دنيا و اهل آن را بيشتر آنچه بهره مىبرند از آن جاهل و احمق مىباشند .
جوهرة ثانيه : بدان وفّقك اللّه تعالى اينكه افضل اذكار « سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر » مىباشد . باقيات صالحات اين ذكر است براى گويندهء آن يك مرتبه غرس مىشود شجرهء در بهشت . ليكن فرمودهاند جماعتى از علماء دين گاهى است گفتن اين كلمات اربع از كبائر محرّمه مىشود . اگر در غير موقع واقع شود مثلا در وقتى كه غيبتى شنيدى از كسى و تو اقبال به آن دارى و مىشنوى و گوش مىدهى تارة تعجّب مىكنى و مىگوئى سبحان اللّه چگونه چنين كرده ، تارة مىگوئى الحمد للّه حمد مىكنم خدا را اين