تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
نيك بنگر فثمّ وجه اللّه * همه جا جلوه‌گاه آن ذات است جز يكى نيست جلوه‌اش به مثل * چهره‌اى را هزار مِرآت است همه جا طلعتش معاينه بين * يك رخ از صد هزار آينه بين پيش ما غيبت و حضور يكى است * راستى ماتم و سرور يكى است غم و شادى تفاوتى نكند * نزد آنان كه سوگ و سور يكى است از بيابان امن عشق برو * كه چراگاه شير و گور يكى است كبريائى حق چو كرد ظهور * با سليمان مقام مور يكى است دست تقدير چون نتانى تافت * ضعف در پنجه يا كه زور يكى است جامه كن گو به راه باش مباش * در بر مفلسان عور يكى است گر نبينى تو روى او چه عجب * روز و شب پيش چشم كور يكى است هر كه را ديده نيست در نظرش * آية الظلّ و الحرور يكى است مشرق و مغرب از ميان بردار * كه مهبّ صبا و بور يكى است از بتى خوان الا الى اللّه را * به خدا مرجع امور يكى است نور خورشيد زد به روزنها * روزنه گر هزار نور يكى است دو مبين زانكه در مظاهر كون * بيشمارند و آن ظهور يكى است همه جا طلعتش معاينه بين * يك رخ از صد هزار آينه بين كار گيتى كه جمله تو در توست * همه در جاى خود بجا و نكوست اثر لطف و قهر او ميدان * هر چه ترياق دوست ، زهر عدوست شد سياهى سفيدبختى زلف * وين كجى راستىّ آن ابروست پى جمعيت پريشانى است * آنچه آشفتگى در آن گيسو است من نگويم مپاش تخم طلب * اين قدردان كه جذبها خودروست تا به چوگان غيب بربايند * اين دل ما فتاده همچون گوست يار جانانهء سخن پرداز * كه ز جانت زياد دارم دوست خوش‌نشين سرو من به چشمانم * سرورا جاى دائما لب جوست سرّ توحيد با تو بايد گفت * هركسى را نه تاب اين نيروست