فذروه أنّه لابد من أن تكون فتنة يسقط فيها كل بطانة و وليجة حتّى يسقط من يشقّ الشّعر بشعرتين حتى لا يبقى الا نحن و شيعتنا ؛ « 1 »
[ معنى : بهدرستى كه اين حديث شما حديث ظهور وحشت مىكند از آن دلهاى مردمان بزرگ پس هر كس كه اقرار به آن دارد پس زياد نمائيد او را از اين حديث و هركس كه انكار دارد آن را پس واگذاريد آن را با آن از اين مقوله سخن نگوئيد بهدرستى كه لابدّ و ناچار است از اينكه بوده باشد و به هم رسد فتنه و امتحان كه ساقط بشود و بيفتد در آن فتنه از درجه ايمان هر متشخّص و بزرگى حتى اينكه مىافتد در آن فتنه كسىكه از شدّت فطانت و زيركى مىشكافد يك موى را و دو موى مىكند تا وقتىكه باقى نمىماند كسى مگر ما و شيعيان ما ] .
مراد آن است كه امتحان كرده مىشوند مردمان و به محك زده مىشوند تا اينكه هر كس كه مؤمن و از اهل عقل و شيعه ثابتقدم است معلوم شوند و ديگران هم معلوم شوند و از يكديگر جدا شوند تا آنكه در زمان ظهور ولىّ عصر - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - كه عذاب نازل مىشود بر دشمنان و غير شيعيان و تخلّف ندارد ، عذاب . و غضب سرايت به دوستان و شيعيان نكند .
آيات كه صريح در اين معنى هست ، بسيار است ، از جمله :
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ( 2 ) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
؛ « 2 » [ يعنى : پنداشتند مردمان آنكه ترك كرده و سر داده شدهاند و مىشوند به محض اينكه بگويند ايمان آورديم و حال آنكه آزموده و به محك زده نشدهاند و هر آينه به تحقيق كه ما به محك زديم و امتحان نموديم آنچنان اشخاص كه پيش از ايشان بودند پس بايد ايشان هم به محك زده و امتحان كرده شوند تا آنكه خداوند بداند و ظاهر بسازد آنچنان اشخاصى كه در گفتن و دعوى ايمان نمودن راستگو بودند و ظاهر بسبازد آنهائى كه دروغگويند . ]
از آن جمله فرمود حق تعالى :
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ . . .
« 3 » .
در منقبت مولا در كتاب « جنّة العاليه » از « لوامع الانوار » ملا على آرانى كاشانى نقل نموده :
روزى معاويه با عمرو بن عاص و يزيد در جائى نشسته با هم صحبت مىنمودند .
هامش
( 1 ) - « غيبت نعمانى » ، ص 107 .
( 2 ) - سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيهء 2 - 3 .
( 3 ) - سورهء هود ( 11 ) ، آيهء 8 .