جمعى از صلحاء نجف اشرف نقل نمودند كه كسى در خواب ديد كه از هر قبرى كه در آن بلدهء طيّبه است - چه در شهر و چه در خارج شهر - ريسمانى از آن قبر كشيده شده به قبر مطهر حبل اللّه المتين امير المؤمنين ، از خواب بيدار شد و اين اشعار را انشاد نمود :
إذا متّ فادفنى إلى جنب حيدر * ابى شبّر اكرم به و شبير
فلست أخاف النّار عند جواره * و لا اتّقى من منكر و نكير
فعار على حامى الحمى و هو فى الحمى * إذا ضلّ فى البيداء عقال بعير « 1 »
از منشدات خود آن حضرت در ذكر پارهاى از فضائل آن جناب كه در جواب نامه معاويه مرقوم مىفرمايد و پس از آنكه معاويه مىخواند و بر مضمون آن مطلع مىشود امر مىكند نامه را پاره كنند تا اهل شام به فضائل آن حضرت پى نبرند !
محمّد النّبىّ اخى و صهرى * و حمزة سيّد الشهدآء عمّى
و جعفر الّذى يضحى و يمسى * يطير مع الملآئكة ابن امّى
و بنت محمّد سكنى و عرسى * مشوب لحمها بدمى و لحمى
و سبطا احمد ولداى منها * فمن منكم له سهم كسهمى
سبقتكم الى الاسلام طرّا * غلاما ما بلغت اوان حلم
و اؤجب لى ولايته عليكم * رسول اللّه يوم غدير خمّ « 2 »
و بر عكس شيخ ازرى رحمه اللّه در ذكر مطاعن شيخين ، فرموده
أىّ مرمى من الفخار قديما * او حديثا اصابه شيخاها
[ آن دو شيخشان ( ابو بكر و عمر ) به كدام افتخار قديم يا جديد دست يافتند ؟ ]
أىّ اكرومة و لو انّها قلّت * و دقّت اليهما انتماها
[ كدام ارجمندى و كرامت - هر چند كم و ناچيز باشد - به آن دو نسبت دادهاند ؟ ]
إن يكونا كزعمهم اسدى بأس * فأىّ الفرائس افترساها
[ اگر به گمان آنان ، آن دو همچون دو شير عرصه نبرد بودهاند ، پس كدام شكار را شكار كردهاند ؟ ]
كيف لم يظفروا و لو بجريح * و يد اللّيث جمّة جرحاها
[ اگر آنچنان شجاع بودهاند پس چطور است كه حتى يك نفر هم در ميدان نبرد به دست
هامش
( 1 ) - فصول العليه ، ص 16 .
( 2 ) - ديوان امام على عليه السّلام 430 ، و تحفهء ناصريه 32 ، و فصول العليه ص 74 .