اسير داد ، در عوض آن نان ، قرص خورشيد نورانى در آسمان براى او برگشت . « 1 »
ابن ابى الحديد اين مضمون را از شعر ابن نما شاعر ، اخذ كرده است چنانچه در شرح نهج البلاغة گفته و آن شعر اين است :
جاد بالقرص و الطّوى مل جنبي * ه و عاف الطّعام و هو سغوب
فأعاد القرص « 2 » المنير عليه ال * قرص « 3 » و المقرض الكرام كسوب « 4 »
گويند كه حضرت امير سقايت نخلى فرمود : در عوض يك مد از جو ، پس آن را دست آسيا كردند و نان پختند چون خواست بر آن افطار فرمايد سائلى بر در خانه آمد آنحضرت نانش را به سائل داد و شب گرسنه خوابيد و شاعر گفته كه : بخشش كرد قرص نان خود را به سائل در حالىكه از گرسنگى پهلوهاى نازنينش پر بود و كراهت داشت از خوردن طعام به ملاحظه سائل با آنكه گرسنه بود پس چون قرص نان به سائل داد در عوض قرص نورانى خورشيد براى او به آسمان برگشت و قرضدهنده كريم كسبكننده است : « 5 »
صاحب بن عبّاد در معنى حديث شريف علوى كه فرموده : « انا قسيم الجنة و النار » نيكو سروده :
ابا حسن لو كان حبّك مدخلى * جهنّم كان الفوز عند جحيمها « 6 »
[ اى ابو الحسن ، اگر دوست دارى تو مرا به دوزخ ببرد ، رستگارى در همان آتش دوزخ است ]
و كيف يخاف النّار من كان موقتا * بأنّ أمير المؤمنين قسيمها
[ چگونه از آتش بهراسد كسى كه ايمان دارد امير مؤمنان عليه السّلام تقسيمكننده آن است ]
احبّ عليا لم ابال و ان فشا * و ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
[ دوست مىدارم على را و هيچ ترسى ندارم هر چند اين امر آشكار شود و اين فضل و لطف خداست به هر كس بخواهد ارزانى مىدارد ]
يقولون لى فضّل عليّا عليهم * و لست اقول الدّرّ خير من الحصى « 7 »
[ به من مىگويند تو على را بر آنان برترى دادى و من نمىگويم كه درّ بهتر از سنگريزه است ! ]
هامش
( 1 ) - فصول العليه ، ص 30 .
( 2 ) - مفعول مقدّم .
( 3 ) - فاعل اعاد .
( 4 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، 19 / 101 و فصول العليه ، ص 30 .
( 5 ) - فصول العليه ، ص 30 .
( 6 ) - عندى جحيمها ( نسخه بدل ) .
( 7 ) - مناقب ابن شهر آشوب 2 / 159 ، از « عونى » نقل كرده است و در « تحفهء ناصريّه » بيت سوم را به شافعى نسبت داده است .