تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
هفتاد و دو سال فكر كردم شب و روز * معلومم شد ، كه هيچ معلوم نشد
شعر
از فتنهء اين زمانهء شورانگيز * برخيز و بهر جا كه توانى بگريز ور پاى گريختن ندارى بارى * دستى زن و در دامن خلوت آميز
فى « مجمع البحرين » فى الحديث : من بات على ظهر بيت ليس عليه حجا فقد برئت منه الذمة اى ليس عليه ستر يمنعه من السقوط و الحجا - بالكسر و القصر - العقل شبّه الستر به من المنع عن التعرض الهلاك . « 1 » و فى حديث آخر : من نام على سطح غير محجّر فقد برئت منه الذمة ( و معناه ) ان لكل حد من اللّه عهدا بالحفظ و الكلاء فاذا القى بيده الى التهلكة او فعل ما حرّم و خالف ما امر به خذلته ذمة اللّه .

فى مناقب الامام على بن ابى طالب عليه السّلام

نقل است كه يكى از سلاطين آل عثمان كه نامش سلطان مراد يا سلطان سليمان بوده وقتى توجه نمود به زيارت نجف اشرف - سلام اللّه على ساكنها - چون از دور قبه منوّره حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پيدا شد يكى از وزراء كه در باطن شيعه مذهب بود پياده شد . سلطان سبب پياده شدن او را پرسيد گفت : به جهت احترام صاحب قبر كه يكى از خلفاى راشدين است . سلطان گفت : من هم به جهت احترام او پياده مىشوم . يكى از ناصبيها كه در خدمت سلطان بود گفت : اگر على خليفه بوده تو نيز خليفه و والى مسلمانان مىباشى و احترام زنده بالاتر و بيشتر است از احترام ميّت . سلطان مردّد شد در عزم خويش گفت : تفأل مىزنيم به كتاب خداى تعالى . چون قرآن را گشودند اين آيه در اول صفحه درآمد :
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
. « 2 » سلطان چون اين آيه را ديد كه حاصل معنيش آن است كه : بكن نعلين خود را از پاى خود به‌درستى كه به وادى مقدس پا مىنهى و قدم در وادى پاك و پاكيزه نهاده‌اى . سلطان فورا پياده شد و امر كرد آن ناصبى را گردن زدند ، آن وقت اين دو شعر را قرائت كرد :
تزاحم تيجان الملوك ببابه * و يكثر عند الاستلام ازدحامها
هامش
( 1 ) - مجمع البحرين 1 / 95 ذيل حجا . ( 2 ) - سورهء طه ( 20 ) ، آيهء 12 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 126 | حسين فاطمى