تو تا بدانى كه من ذات قادر عالم مىباشم و تو با اين حال دو ركعت نماز مىخوانى با همه عيب و نقص كه در اوست اكتفا نمىكنى به نظر كردن من و به علم من به عمل تو و به ثناء و شكر من براى اين عملت حتى اينكه ميل دارى به ديگرى نشاندهى ببيند و تو را ستايش كند ؟ آيا طريق وفا همين است ؟ ! عقلت به اين معنى رضا مىدهد ؟ ! آيا كسى با اين كارت موافق است ؟ ! پس بيدار باش و غفلت نكن ! ]
در « مجموعهء ورّام » مفضل بن يزيد عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : قال لى : يا مفضّل ! من تعرّض لسلطان جائر فاصابته بليّة لم توجر عليها و لم يرزق الصّبر عليها ؛ « 1 »
[ معنى : كسىكه متعرّض به سلطان جبركننده شود از او به او بليّه برسد اجر براى او نيست و خداوند صبر به او روزى نفرمايد . ]
فيه عن عبد الأعلى مولى آل سام عن أبى عبد اللّه عليه السّلام قال لمّا نزلت هذه الآية :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً
. « 2 » جلس رجل من المسلمين يبكى قال انا قد عجزت عن نفسى و كلّفت أهلى فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : حسبك أن تأمرهم بما تأمر به نفسك و تنهيهم عمّا تنهى عنه نفسك . « 3 »
[ معنى : اين آيه كه فرود آمد مردى از مسلمين نشست گريه كرد گفت : از تكليف خود عاجزم حفظ عيالات را هم بر عهده من قرار دادند . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بس است تو را امر كنى آنها را به آنچه خود را به آن امر مىكنى و نهى كنى آنها را به آنچه خود را از آن نهى مىكنى . ]
فيه عن أبى بصير فى قول اللّه عزّ و جلّ :
« قُوا أَنْفُسَكُمْ . . . »
قلت : كيف أقيهم ؟ قال : تأمرهم بما أمرهم اللّه و تنهيهم عمّا ينهيهم اللّه فإن أطاعوك كنت قد وقيتهم و إن عصوك كنت قد قضيت ما عليك . « 4 »
[ معنى : گويد ابو بصير چگونه آنها را حفظ كنم ؟ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : امر كنى آنها را به اوامر خدا و نهى نمائى از نواهى خدا . اگر اطاعت تو را نمودند تو آنها را حفظ نمودى و اگر مخالفت تو را نمودند تكليف خود را ادا نمودى . ]
اى دل اندر راه جانان خسته و كاهل مباش * چست و چابك باش و چالاكى كن و عاطل مباش
عمر خود را صرف كن در معرفت از راه شرع * رند و عارف باش هرگز عامى و جاهل مباش
هامش
( 1 ) - مجموعهء ورّام 2 / 124 .
( 2 ) - سورهء تحريم ( 66 ) ، آيهء 6 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .