نوبيّه ، از اهل بيت ماريه قبّطيه مادر ابراهيم فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و افضل زنهاى زمان خود بوده و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره به اين مخدره و فرزندش جواد فرموده در آنجا كه فرموده بابى ابن خيرة الاماء النوبّية الطّيّبة و حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در خبر يزيد بن سليط سلام خود را براى اين مخدره فرستاده و آن معظّمه سبيكه يا خيزران است و امّا كيفيت ولادت چنان است كه ابن شهر آشوب از حكيمه خاتون دختر امام موسى عليه السّلام روايت كرده است كه روزى امام رضا عليه السّلام مرا طلبيد و فرمود :
اى حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مىشود بايد كه در وقت ولادت او حاضر شوى ، من در خدمت آن حضرت ماندم چون شب درآمد مرا با خيزران و زنان قابله به حجره درآورد و از حجره بيرون رفت و چراغى نزد ما افروخت و در را به روى ما ببست و چون او را درد زاييدن گرفت و او را بالاى طشت نشانيديم چراغ ما خاموش شد و ما به خاموشى چراغ مغموم شديم كه ناگاه ديديم كه آن خورشيد فلك امامت طالع گرديد و در طشت نزول فرمود و بر آن حضرت پردهء نازكى مانند جامه احاطه كرده بود و نورى از آن جناب ساطع بود كه تمام آن حجره منوّر شد و ما از چراغ مستغنى شديم پس آن نور مبين را برگرفتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از خورشيد جمالش دور كردم ناگاه امام رضا عليه السّلام به حجره درآمد بعد از آنكه ابو جعفر را در جامههاى پاكيزه پوشانيده بوديم ، پس آن گوشوارهء عرش امامت را از ما گرفت و در گهوارهء عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود كه : از اين گهواره جدا مشو و چون روز سيّم ولادت آن جناب شد ديدهء حق بين خود را به سوى آسمان گشود و به جانب راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه چون اين حالت غريبه را از آن « نورديده » مشاهده كردم به خدمت پدرش شتافتم و آنچه ديده و شنيده بودم عرض كردم حضرت فرمود كه آنچه بعد از اين از عجائب احوال او مشاهده خواهى كرد زياده است از آنچه اكنون مشاهده كردهاى . و از كلثم بن عمران روايت شده كه به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام عرض كردم كه دعا كن حق
اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٠