تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللئالي المنثورة في الأحراز والأذكار المأثورة ( دستور العمل و مرواريدهاى درخشان ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
در نيمه ماه ذى الحجّه است و از دعاى اللّهم انّى اسئلك بالمولودين فى رجب ، ظاهر شود كه ولادت شريف ، در اين ماه بوده ، والدهء ماجده‌اش ، جليلهء نجيبه ، معروفه به « سيده » و مكناة به « امّ الفضل مغربيّه » است و فى الدّر النّظيم ، للشيخ يوسف بن حاتم الشّامى ، تلميذ المحقق ، قال فى احوال ابى الحسن علىّ الهادى عليه السّلام و روى محمّد بن الفرج و على بن مهزيار ، عن السّيّد عليه السّلام انّه قال : « امّى عارفة بحقّى و هى من اهل الجنة لا يقربها شيطان مارد و لا ينالها كيد جبّار عنيد و هى مكلؤة به عين اللّه التى لا تنام و لا تخلف عن امّهات الصديقين و الصّالحين » و مكان ولادت ، موضعى بوده در حوالى مدينه كه آن را « صريا » گويند و اسم آن حضرت « على » و كنيه‌اش « ابو الحسن » است و چون امام موسى و امام رضا را نيز « ابو الحسن » مىگفتند از جهت تعيين ، آن جناب را « ابو الحسن الثالث » مىگويند و امام رضا را « ابو الحسن الثّانى » و گاهى به جاى ثالث ، ماضى يا هادى يا عسكرى ، ذكر مىكنند و چون آن جناب و فرزندش امام حسن ، در سامره سكنى فرمودند ، در محله‌اى كه عسكر نام داشت ، از اين جهت اين دو امام را نسبت به آن مكان داده و عسكرى مىگفتند و آن جناب گندمگون بوده و نقش نگينش « اللّه ربّى و هو عصمتى من خلقه » بوده و در روز وفات آن حضرت اختلاف است و آنچه مختار داعى است ؛ روز سيّم سنه 254 ( دويست و پنجاه و چهار ) ، وفات آن حضرت است به سنّ چهل و يك سالگى تقريبا و در اين مدت كم ، درك فرمود ، زمان سلطنت معتصم و واثق و متوكّل و منتصر و معتّز را و در ايّام معتّز ، آن حضرت را زهر دادند و شهيد نمودند و در وقت شهادت آن امام غريب ، غير از امام حسن عسكرى عليه السّلام كسى نزد بالين آن حضرت نبود و چون رحلت فرمود جميع امراء و اشراف حاضر شدند و امام حسن عليه السّلام در مصيبت پدر بزرگوار خود ، گريبان چاك زد و خود متوجه غسل و كفن و دفن آن جناب شد و آن بزرگوار را در حجره‌اى كه محل عبادت آن حضرت بود ، دفن كردند و جمعى از جاهلان احمق ، بر آن حضرت ، اعتراض كردند كه گريبان چاك زدن در مصيبت ، شايسته نبود ، حضرت به آنها فرمود كه : « چه مىدانيد ، احكام دين خدا را ، حضرت موسى عليه السّلام پيغمبر خدا